قسمت بعد تحقیق
مربوط به تاثیر فن آوری بر اشتغال گروه های نه گانه صنایع(به جز صنایع متفرقه)می
باشد.تأثیرفناوری در قالب متغیرهای تحقیق و توسعه
(D&R ،(بهرهوری نیروی کار (apl،( سرمایهگذاری فیزیکی (k (و واردات کالا و تجهیزات خارجی (fv
(نیز برآورد شده است. بر اساس تخمین در صنایع غذائی ،نوشیدنیها و
دخانیات متغیر بهره وری با ضریب 358/0 و متغیر واردات کالاها و تجهیزات خارجی با
055/0 دو متغیری هستند که تأثیر معناداری بر تقاضای نیروی کار ماهر دارند. بنابراین، با فرض ثبات سایر شرایط یک درصد افزایش در بهره
وری نیروی کار به واسطه تغییر فناوری یا بهبود سازماندهی تولید، 35/0 درصد تقاضا
برای نیروی کار ماهر را افزایش میدهد. این نتیجه با یافتههای تحقیق در مورد کل
صنایع کارخانهای مطابقت دارد و نشان میدهد اگر فناوری جدید بهره وری نیروی کار
شاغلان را افزایش دهد این افزایش موجب بالا رفتن تقاضای نیروی کار ماهر در این
صنعت میشود.
فروش کاشی اسپانیایی
از سوی دیگر،
واردات کالاهای سرمایهای خارجی بر اشتغال نیروی کار ماهر اثری مثبت و معنادار
دارد. کمیت این ضریب 055/0 میباشد و در ازای یک واحد افزایش در واردات تجهیزات
خارجی نسبت به ارزش افزوده بخش غذائی تقاضا برای نیروی کار ماهر 055/0 افزایش
مییابد. این ضریب نیزمعنادار میباشد.
ارتباط میان
سرمایهگذاریهای فیزیکی و تقاضا برای اشتغال نیروی کار ماهر 023/0 میباشد و این
گویای آن است که با افزایش حجم سرمایهگذاری تقاضا برای نیروی کار دارای مهارت
،بالا میرود. از آنجا که سرمایهگذاریهای جدید با تجهیزات دارای فناوری صورت میگیرد
این ضریب ارتباط معقول بین تقاضا برای نیروی کاردارای مهارت و اشتغال را منعکس
میکند.
أثیر متغیر
هزینه تحقیق و توسعه بر اشتغال نیروی کار ماهر مثبت و 008/0 میباشد. تقاضای نیروی
کار ماهر در قالب کشش اشتغال نسبت به دستمزد 12/0 و معنادار میباشد. این برآورد
نشان میدهد که واکنش تقاضای نیروی کار غیرماهر در این صنعت در مقابل دستمزد منفی
ومعنادار است و تقاضا بر اساس میزان دستمزد پرداختی به عامل کار صورت میگیرد. در
صورتیکه متغیرهای بهرهوری و واردات کالاهای خارجی متغیرهایی هستند که تقاضا برای
نیروی کار غیرماهر را کاهش میدهند. بنابراین تقاضای نیروی کار
غیرماهر خیلی به دستمزد واقعی حساس است اما تقاضا برای نیروی کار ماهربه بهرهوری،
تجهیزات سرمایه ای وواردات کالاهای خارجی حساسیت بیشتری نشان میدهد.
در صنایع نساجی
که بخش عمده ای از شاغلان صنایع کارخانهای در آن فعالیت دارند متغیرهای بهره وری،
واردات تجهیزات سرمایه ای خارجی، دستمزد و سرمایه فیزیکی متغیرهای اثرگذار و
معناداری بر اشتغال نیروی کار ماهر بوده اند. برخلاف سایر مدلهای برآورد شده تأثیر
هزینه تحقیق و توسعه براشتغال نیروی کار ماهرمنفی و سطح معنادار بودن آن پایین
میباشد
مهمترین متغیری
که بیشترین تأثیر بر اشتغال نیروی کار ماهر در صنعت نساجی را دارد بهرهوری نیروی
کار میباشد. در مورد نیروی کار ماهر ضریب متغیر بهره وری بر اشتغال نیروی کار ماهر
56/0 میباشد و در ازای یک درصد افزایش در بهره وری نیروی کار تقاضا برای شاغلان
ماهر 56/0 درصد افزایش مییابد. متغیر بهره
وری در کلیه مدلهای نیروی کار ماهر در صنایع نساجی تأثیری مثبت ومعنادار داشته است.
کاشی حسینیه و مساجد
از سوی دیگر
تأثیر واردات تجهیزات خارجی با اشتغال نیروی کار ماهر ارتباطی مثبت و معنادار دارد.
ضریب کشش تجهیزات واردات سرمایه ای خارجی بر اشتغال نیروی کار ماهر 04/0 میباشد.
تأثیر D&R بعنوان متغیر
جانشین فناوری براشتغال نیروی کار 014/0 منفی و از نظرآماری بی معناست. بی معنا
بودن چنین متغیرهایی به چند عامل اساسی در نظام صنعتی ایران بستگی دارد. اول اینکه
هزینه تحقیق و توسعه تا چه اندازه بخش صنعت ایران را در دسترسی به فناوریهای جدید
کمک میکند، دوم، تا چه انداز هزینههای تحقیق و توسعه به کاهش هزینه محصولات منجر
شده اند و چقدر توانسته اند در دسترسی به بازارهای جدیدتردر صنایع مختلف و در این
بخش به صنعت نساجی کمک نمایند و مهمتر از همه اینکه تا چه اندازه نهادهای تحقیق و
توسعه در ایران در واحدهای تولیدی مورد پذیرش قرار گرفته و نهادینه شده اند.
چنانچه هزینههای تحقیق و توسعه به خودکار شدن واحدهای تولیدی کمک کند و نرخ مشارکت
آن به اندازهای باشد که فرآیندهای تولید خودکار شوند ،در آنصورت در کوتاه مدت
میتواند تأثیر منفی بر اشتغال نیروی کار ماهر را انتظار داشت. علیرغم این موضوع،
به نظر نمیرسد در صنعت نساجی ایران و فعالیتهای وابسته هزینه تحقیق و توسعه چنین
آثاری داشته باشند. به هرحال نتایج مطالعه حاضر در مورد کل صنایع نشان میدهد که
هزینه تحقیق و توسعه آثار مثبتی بر اشتغال نیروی کار ماهر و ارتباط معکوسی با
اشتغال نیروی کار غیرماهر دارد. اما در مورد صنایع نساجی در مورد نیروی کارماهراین
قضیه مصداق ندارد.
با توجه به
اینکه کشش اشتغال نسبت به دستمزد در الگوهای تقاضا یکی از متغیرهای کلیدی میباشد
در یکی از مدلهای برآوردی متغیر نسبت دستمزد به ارزش افزوده در الگو برآورد شده
است. به دلیل همبستگی میان متغیر بهره
روی و دستمزد، متغیر بهره وری از مدل حذف شده است چون در الگوها پاسخ متقاعد کننده
ای بدست نمیآمد. در این الگو که مطلوبترین معادله برآوردی است ضریب میان اشتغال
نیروی کار ماهر و دستمزد 18/0 -و معنادار میباشد. در هر حال، در مورد اثرگذاری
متغیرهای مورد نظر فناوری بر اشتغال نیروی کار ماهر متغیر بهره وری و واردات
کالاهای سرمایه ای بعنوان یک شاخص ارزیابی فناوری اثرگذار هستند و مجموع ضرایب
آنها 60/0 میباشد، به بیان دیگر کشش اشتغال نیروی کار ماهردر این صنعت نسبت به
شاخصهای فوق 60/0 میباشد.