بنابراین از منظر فلاسفه ایی نظیر پوپر و لاکاتوش پژوهش در مقام اکتشاف بی روش بوده ولی داوری مستلزم روش است. و از این لحاظ است که روش ناگرایی این طیف با روش ناگرایی علم شناسی چون فابرابند که پژوهش را در هر دو مقام اکتشاف و داوری بی روش می پندارد. تفاوت پیدا می نماید.
روش ناگرایی تام
در پنداره ایی دیگر بی روشی تام ویژگی پژوهش است. فایرابند با طرح نظریه آنارشیستی معرفت ( ضد روش Against Method ) مدافع ممتاز این پنداره در عصر حاضر است. وی " رویدادها و شیوه های عمل و نتایج متشکله علم را فاقد ساختار مشترک " دانسته و اذعان می دارد که پژوهش موفقیت آمیز از شاخصهای Standard عمومی تبعیت نمیکند و گاهی بر این حیله و گاهی بر آن حیله متکی است. اقدام هایی که آن را پیش میبرند و شاخصهایی که ملاک پیشرفت تلقی میگردند همواره برای اقدام کننده شناخته شده نیستند. لذا « موفقیت های علمی را نمیتوان به سادگی تبیین کرد نمیتوان گفت : ساختار هسته ی اتم کشف شد زیرا مردم اعمال الف و ب و ... را انجام دادند. و الف، ب، ج رویه هایی هستند که میتوانند به نحو مستقل از کاربردشان در فیزیک هسته ای وجود داشته باشند. از سوی دیگر از موفقیت های " علم نمی توان به مثابه استدلالی برای بررسی مسائل حل نشده به طریقی مشخص استفاده کرد و افزون بر آن شیوه های " غیر علمی " را نمیتوان از طریق استدلال کنار گذاشت گفتن این که : " شیوه ای که شما به کار میبندید غیر علمی است بنابراین نمی توانیم نتایج شما را بپذیریم و در قبال تحقیق تان به شما پول دهیم " مبتنی بر این فرض است که " علم " موفقیت آمیز است و علت موفقیت آن این است که علم شیوه های یکسانی را به کار میبندد. بخش اول این بیان ) علم همواره موفقیت آمیز است » ) اگر از «علم» چیزی را در نظر داشته باشیم که دانشمندان انجام میدهند صحیح نیست - زیرا دانشمندان نیز با عدم موفقیت روبه رو میشوند بخش دوم - موفقیت ها مدیون شیوه های یکسان است - نیز صحیح نیست زیرا چنین شیوه هایی اصولاً وجود ندارد. دانشمندان مانند معماران هستند که ساختمانهایی در اندازه ها و شکل های متفاوت میسازند و درباره ی کار آنها فقط بعد از اتمام کار باید قضاوت کرد یعنی فقط بعد از آن که آنها ساختمان را تمام کردند و ساختمان ممکن است سرپا بایستد و ممکن است فرو ریزد - کسی نمی داند .
بنابراین فایرابند نتیجه میگیرد که اگر درباره ی موفقیتهای علمی فقط باید بعد از اتمام کار داوری کرد و اگر از قبل هیچ طریق انتزاعی برای مطمئن شدن از واقعیت وجود ندارد در این صورت هیچ راه ویژه ای برای سنجیدن وعده های علمی وجود نخواهد داشت » ؛ و این دقیقاً به معنی روش ناگرایی مقام داوری است.
البته به نظر فایرابند هیچ یک از دو مقام اکتشاف و داوری در اشتغالات علمی روش خاصی ندارد و اصولاً تمایز بین آنها امری نادرست است » لذا مقام بندی دوگانه پژوهش به اکتشاف » و « داوری » : پژوهش را نمیتواند به امری منقطع مبدل سازد همانطور که یک رودخانه ممکن است به وسیله ی مرزهای ملی تقسیم شده باشد اما این کار رودخانه را به موجودی منقطع تبدیل نمی کند. بنابراین به ضرورت و اقتضای بحث با انتزاع و تخیل دو مقام " اکتشاف " Exploration و " داوری " Adjudication برای پژوهش واقعیت پژوهش دوگانه نخواهد گشت و این نکته مهمی است که در سرتاسر مباحث روش شناختی فایرایند باید بدان توجه داشت.
فایرابند از منظری آسیب شناختی Pathological ضرورت روش ناگرایی داوری » در پژوهش و اشتغالات علمی را مورد توجه قرار داده و اذعان می دارد که : اطلاق معین روشهای نقادی و اثبات که میگویند به مقام داوری تعلق دارند علم را چنانکه ما آن را می شناسیم، زابل خواهد کرد و هرگز به علم اجازه ی بالندگی نخواهد داد برعکس این واقعیت که علم وجود دارد اثبات میکند که این روش ها کاملاً مغلوب اند. این روشها به وسیله ی شیوه هایی که به مقام اکتشاف تعلق دارند مغلوب اند. به بیان دیگر شاخصهای داوری در تاریخ علم، غالباً اقداماتی را که به وسیله ی شرایط روان شناختی و اجتماعی - اقتصادی - سیاسی و دیگر شرایط خارجی » به وجود می آیند نادیده می گیرند، در حالی که بقای علم به سبب غالب آمدن این گونه اقدام هاست. بنابراین کوشش برای بازگرداندن ریشه های تاریخی و پیدایش و گسترش روان شناختی شرایط اجتماعی - سیاسی - اقتصادی برای پذیرش یا رد کردن تئوریهای علمی، امری نیست که از ملاحظات مربوط به آزمون ها جدا باشد و واقعاً به نقادی این ملاحظات منتهی شده باشد. این دو قلمرو پیش بینی شده یعنی پژوهش تاریخی و بحث از شیوه های آزمون حکماً از هم جدا نیستند.
کاشی سنتی چند - قیمت مترمربع کاشی سنتی در کاشی سنتی رنجبران