از منظر زمان
شناختی فلاسفه جدید روش را دو گونه می دانند :

1 روشی که بر اساس برنامه روشن و از پیش تعیین شده ای
استوار شده باشد به گونه ای که اصولی را که باید بکاریست و موارد اشتباه انگیزی
را که برای
رسیدن به مطلوب باید از آنها اجتناب نمود توضیح دهد . این گونه را میتوان روش
پیشین priori نامید.
-2 روشی که از پیش معین نشده باشد و در میانه یا در انتهای
پژوهش خود را معلوم دارد و مقوله بندی شود. این گونه را می توان روش .نامید posteriori پسین
از آنجایی که
روش به معنای ره سپردن و سیر و سلوک است در این معنی | باید ره سپردن بدون راه را
پذیرفت و راه را در سپردن ساخت. آنچه ما چادو میگوید: ای رهسپار راهی وجود ندارد
بلکه راه با پیمودن ساخته میشود. او پیش از ما چاد و شیخ فریدالدین عطار
گر مرد رهی
میان خون باید رفت
از پای فتادن
سرنگون باید رفت
تو پای به راه
در به و هیچ مگوی
خود راه
بگویدت که چون باید رفت ]
روش نمیتواند
شکل بگیرد مگر در حین جست و جو نمیتواند خود را آشکار و فرموله کند مگر بعدا در
لحظه ای که پایان از نو به نقطه حرکت تبدیل میشود ولی این بار مجهز به روش نیچه آن
را میدانست که گفت : " روشها در آخر می آیند " ضد مسیح) بازگشت به نقطه
آغاز مثل سفر اگر آن طور که امروز از واژه سفر استنباط میشود به معنای تجربه ای
باشد که شخص از آن با تغییر حال برمیگردد، دیگر دور باطل نیست. بنابراین شاید
بتوانیم یاد بگیریم که در حال یاد گرفتن یاد بگیریم. بنابراین این دور میتواند به
مارپیچی تبدیل شود که بازگشت به نقطه آغاز در آن از نقطه آغاز خیلی فاصله دارد. در
این بازگشت است که روشها یاد گرفته میشوند مقوله بندی می شوند ؛ و اساساً امکان
توصیف سرگذشت اکتشاف پدیدار میشود. این معنی از یادگیری به مفهوم یادگیری روش و
راه بعد از طی راه اکتشاف و ابداع است که معمولاً ندانسته اتفاق می افتد. لذا از
این منظر است که روش ناگرایان نمیتوانند برای اکتشاف رخ داده روش به مفهوم «پیشین»
آن را که مبتنی بر دانستگی است قائل شوند چرا که روشها در آخر میآیند. این پنداره
از روش زمینه شکل گیری روش ناگرایی به مفهوم کامل آن را فرایاد

می آورد. چرا
که وقتی روشها در آخر میآیند بنابراین معرفت نسبت به روش پیش از رسیدن به آخر وجود
ندارد.
در تکمله این
بحث به نظر میرسد هر چقدر هم بر اهمیت روش تعصب ورزیده شود ولی باز باید توجه داشت
که به تعبیر آلبرت انیشتین «روش علمی خود به خود ما را به هیچ کجا هدایت نمی کند و
بدون تلاشهای پرشور برای درک و فهم روشن حقایق، حتی به وجود هم نمی آید »
و نیز از سوی
دیگر باید توجه داشت که تحویل علم به روش امر اشتباهی است که میتواند مانع رشد علم
گردد. به تعبیر بیکن این اشتباه عبارت است از تحویل تحکمی دانش به فنها و روشها که
از آن علوم به ندرت بهبود یافته اند و زیرا همانطور که انسانهای جوان پس از شکل
گرفتن کامل اعضا و اندامشان به ندرت رشد میکنند دانش هم همینطور است در خلال مدتی
که به صورت مشاهدات و کلمات قصار است، رشد می کند اما وقتی در قالب روشها درآمد هر
چند ممکن است تهذیب شود و آراسته تر گردد و برای به کاربستن و استفاده مناسب تر
شود، دیگر
حجم و گوهر آن
رشد نخواهد داشت. پس علم نیازمند کسانی است که از آن سرپیچی کنند ( تئودور و
آدورنو)
کاشی اسپانیایی - مدرن - مناسب آشپزخانه - لابی ساختمان - حمام