مقاله ها
1405/08/02
نویسنده : ایوب یوسف پورنظامی

این نوشتار با طرح انگاره های گونه گون پژوهش شناسی و روش شناسی پژوهش، درصدد بیان و تصویر الگوها و چارچوبهای نظری گونه گون از پژوهش است.

 

بدین منظور ابتدا با طرح آرای متقابل روش » و «ضدروش » ( نظریه آنارشیستی معرفت ) ، بیانهای متفاوتی از پژوهش را معرفی نموده و با طرح آرای روش شناختی ضدروش» از ناشناختگی راه و مسیر ابداع ، کشف و اختراع دفاع خواهد نمود .

 

از سوی دیگر با طرح آرای متفاوت روش شناختی مدرنیته » و « پست مدرنیته»، پژوهش را از چشم اندازی دیگر مورد توجه قرار خواهد داد، و با تبعیت از انگاره پژوهش به مثابه بازی که انگاره ایی پست مدرنیستی است از نقش پویا و مؤثر بازی در امکان حصول ابداع Innovation کشف Exploration و اختراع دفاع خواهد نمود.

 

این نوشتار ضمن ارج نهادن به روش و انتظام در پژوهش بر آن است تا با تألیف دیدگاه روش شناختی ضدروش ( نظریه آثار شیستی معرفت ) ، و پژوهش به مثابه بازی ، تصویری بدیع ، کارآمد، و البته حرفه ایی تر از پژوهش را ترسیم نموده ، و نیز نقش و به کارایی خلاق تر آرای فوق را در پژوهشهای معطوف ابداع، کشف و اختراع مورد توجه قرار دهد.

 

واژگان کلیدی روش ، روش شناسی ، صدروش ) نظریه آنارشیستی معرفت ) ، معرفت شناسی مبتنی بر دانستگی ، معرفت شناسی مبتنی بر ندانستگی .

 

1- مقدمه

 

بنیاد انسانی انسان را شوق به دانستن و توانستن شکل بخشیده است؛ و بنیان پژوهش نیز کنجکاوی ، میل به دانایی و نیز میل به توانایی انسان است .

 

کنکاش در روش شناسی پژوهش پرسشی معطوف چگونگی کنجکاوی دانستن و چگونگی توانستن است. پاسخ به این پرسش از دو منظر معرفت شناختی ممکن است :

 

1- معرفت شناسی مبتنی بر دانستگی دانایی انسان با تاکید بر روشمندی پژوهش و التزام بر روش به منزله اصول و راهی معطوف دانایی و توانایی کشف ، اختراع ، ابداع و نوآوری

2 معرفت شناسی مبتنی بر ندانستگی نادانی) انسان - آنچنانکه سقراط میگفت - با تاکید بر نادانی پیشادانستن و توانستن» پیشا کشف و پیشا اختراع و بی باوری بر روش پیش از دانش و عمل بر اساس هر یک از معرفت شناسی های فوق و یا آمیزه ایی از آنها انگاره ها و چارچوبهای نظری گونه گونی از پژوهش و روش پدیدار گشته است. پرداخت بدانها افقهای متکثری از پژوهش و روش را فرا روی دانایی و توانایی انسان) پدیدار می نماید.

 

بررسی تاریخ علم شناسی فلسفه علم حکایت از تحولات باورها و معرفتهای روش شناختی در ادوار مختلف تاریخ دارد. به طوریکه هر دوره تاریخی با باورهای علم شناختی ویژه گونه ویژه ایی از روش شناسی را به عنوان وجه غالب اندیش وی و کرداری عالمان پرورده است.

 

بر این اساس علم شناسی فلسفه علم را به چهار دوره تاریخی مختلف گونه بندی کرده اند. دوره اول علم شناسی ارسطویی است که در آن کنکاش در روش شناسی متدولوژی) عناصری مهجور و مغفول در علم و علم شناسی است. پوزیتیویسم دوره دوم علم شناسی است که در آن با تاکید بر تمیز روش شناسانه معرفت علمی از معرفتهای دیگر و چیرگی روش تجربی به عنوان یگانه روش در علوم انسانی و غیرانسانی معین می شود. در مرحله سوم فلسفه علم منطقی دستوری) وحدت روش علوم طبیعی و انسانی در مقام داوری هم چنان پا برجا و پذیرفته است گرچه در مقام گردآوری هیچ یک از علوم یا روش ندارند (پوپر) و یا روشهای ارشادی Positive Heuristics ناشی از برنامه های پژوهشی دارند لاکاتوش دوره چهارم علم شناسی تاریخی - توصیفی است در این مرحله روش علمی از حرمت و نیک نامی پیشین فرو می افتد و عالمان نه چون کاوشگران آگاه بل چون غافلان مقلد تصویر میشوند که در بطن نظامی» Paradigm خاص از " الگویی Paradigm شاخص". مقلدانه پیروی می کنند تا آنگاه که نظام برافتد و چشمشان باز و نگاهشان عوض شود و ندانند که چرا قبلاً چنان میدیده اند و می فهمیده اند. این مرحله عادتاً با ظهور کتاب ساختار انقلابات علمی تامس کوهن نشان میشود. فلسفه علم در این مرحله با جامعه شناسی علم سخت نزدیک است و جامعه شناسان در کنار فیلسوفان علم مینشینند و نرمی نسبیت بر صلایت روشمندی و منطقیت چیره میشود و کار به جایی می رسد که یکی از فیلسوفان علم صلای بی روشی در میدهد و بانگ بر میدارد که در علم " همه چیز ممکن است " (فایرابند : Anything «(goes

 

این نوشتار با رویکردی غیر تاریخی و فارغ از دوره بندیهای تاریخی فوق پژوهش و روش شناسی پژوهش را از منظر معرفت شناختی و بر اساس چارچوبهای پنداری (نظری) متقابل روش» و «ضدروش» و همچنین بر مبنای دو الگوی کرداری متفاوت «بازی» و «جدیت، قصد و غایت مورد بررسی و بحث قرار خواهد داد.

 

کاشی چهره - چاپ تصاویر روی کاشی لعابدار در کاشی سنتی رنجبران

©کلیه حقوق این سایت متعلق به کاشی سنتی رنجبران به شماره برند 333592 می باشد
طراحی و توسعه شرکت مهندسی بهبود سامانه فرا ارتباط