طبق نظریه
شولتز ، به طور کلی ، تجسم و پذیرش ابزارهایی برای تحقق بخشیدن هستی در جهان آدمی
می باشند که به ترتیب می توان واژه های معمارانه " شکل مصنوع " و "
فضای آراسته " را به آنان ارجاع داد . شکل مصنوع و فضای آراسته مختصاتی عمومی
که بر سطوح مختلف محیطی نمودار می گردند ، را در اختیار می گیرند . البته این
مختصات به طور واقعی وجود نداشته و تنها بیانگر امکاناتی اند که می باید در قالب
آبادی ، فضای شهری ، نهاد و خانه به اثر آیند .

هر اثر منفرد
به طبقه بندی کلی تری تعلق می یابد . برای خواندن طبقه بندی های آثار معماری از
عنوان گونه های ساختمانی استفاده می شود . این اصطلاح چه در مورد مجموعه های وسیع
( فضای شهری ، آبادی و ... ) و چه در مورد عناصر کوچکتر ( ساختمان های منفرد ) به
کار می رود . گونه های ساختمانی به همراه شکل مصنوع و فضای آراسته به جنبه های
سکونت و شیوه های آن پوشش داده و زبان واسطه ای را به وجود می آورند که می تواند
نیاز به گردآوری بینابینی چندگانه را برآورده سازد .
در تشکیل زبان
معماری می توان 3 عامل را تشخیص داد :
سیما شناسی یا
مورفولوژی ؛ که به چگونگی شکل مصنوع مربوط بوده و در هر یک از آثار منفرد معماری
در قالب " تفصیل صوری
" انسجام می یابد . سیما شناسی در مجموع به بررسی ساختار مادی کف ، دیوار ،
بام ( سقف ) یا اختصاراً مرزهای فضایی می پردازد هر شکل از طریق مرزهایش شناخته می
شود . لذا هایدگر اظهار می دارد : " مرز آن نیست که چیزی در آن از پیش روی
باز ایستد ، بلکه همانگونه که یونانیان می پنداشتند ، آن است که چیزی از آن آغاز
به ظهور نماید ."
موضع شناسی یا
توپولوژی ؛ با نظام فضایی در رابطه است و در آثار منفرد در قالب آرایش فضایی
انسجام می یابد . انتخاب واژه توپولوژی با نیت
مشتق دانستن فضای معماری از موضع و مکان است . ( البته نه فضای مطلق ریاضی ) . در
ساده ترین حالت فضای معماری متشکل از صفحه ای افقی است که با مسیرها تقسیم بندی
شده ، با افق محدود گشته و محوری عمودی از آن عبور کرده است . ولی در بسیاری از موارد عناصر
ساختمانی ، شکل هندسی مشخصی را به خود نگرفته است ، بلکه به صورت صرفاً موضع
شناختی کنار یکدیگر قرار گرفته اند . یعنی بر حسب هم جواری پیوستگی و بستگی مشخص
گردیده و از این رو دریافتی نسبتاً مبهم از محیط ارائه می دارند .

گونه شناسی یا
تیپولوژی
مفهوم لغوی
این واژه گویای آن است که مکان ها گردآورنده تعداد بیشمار موضوعات با اختلافات
بنیادین نبوده ، بلکه به جهانی سرشار از هویت های واجد معنی ، شکل می بخشد. در دید
کلی می توان 4 گونه اصلی " آبادی ، فضای شهری ، نهاد و خانه " را برای
فضاهای معماری درنظر گرفت و آن را می توان به جزئیاتی مانند برج ، تالار ، گنبد ،
سنتوری و ... گسترش داد . در آثار منفرد ، گونه در قالب " تصویر" یا " فیگور "
خودنمایی می کند .
نیم قرن کیفیت نیم قرن سابقه درخشان - کاشی سنتی رنجبران