مقاله ها
1405/06/15
نویسنده : پانته آ پریساراد

از یک سو ، استفاده از زبان برای نامیدن اجزاء و عناصر محیطی ، به نوعی تجزیه جهان به اجزای بسیار کوچک و منفک است ، که با توجه به توانمندی ها و محدودیت مغز انسان جهان را برای او قابل درک می کند

از سوی دیگر ، و در مقابل این نقش جزء گرایانه ، زبان به واسطه وجود سازمان و ساختار خاص خود یک ماهیت کل گرا دارد . به همین علت ، در بستر کلی خود ، بین لغات و مفاهیمی که ظاهراً به طور مجزا ساخته و بیان می شوند ، پیوند و وحدتی ناپیدا را برقرار می کند

به عنوان مثال ، لغت " خانه " : اولاً بدین علت برای فارسی زبانان قابل درک است که در قالب یک ساختار بسیار گسترده و کلی دستوری مطرح می گردد . 

از سوی دیگر ، این واژه از نظر مفهومی با هزاران لغت و اصطلاحات دیگر ، مثل کلمات مترداف و متضاد ، لغات هم معنی و هم خانواده و غیره ، پیوند و ارتباط ساختاری دارد . این پدیده باعث می شود که مفهوم خانه با هزاران مفهوم مادی و معنوی دیگر در زبان و فرهنگ فارسی مرتبط شود

این مسأله درباره تمام لغات در تمام زبان ها صدق می کند و در تمام موارد بر جنبه های جزءگرایانه و کل گرایانه زبان ، در آن واحد ، اشاره دارد

زبان و هایدگر :

نکات اصلی اندیشه هایدگر ( به طور کلی ) را می توان به اختصار در بنیادهای عالم زیست چون : حالت روحی ( تعیین هویت ) ، فهمیدن ( تعیین موقعیت ) ، گفتگو ( بیان و آشکار کردن ) و هستی با دیگران ( مشارکت ) که انسان را با دیگر پدیده های عالم پیوند می زند ، عنوان نمود .

بنا بر نظر شولتز ، هایدگر در مقاله « سرچشمه اثر هنری » به این نتیجه رسیده است که یک بنای معماری یک اثر هنری است .اما تعریف وی از اثر هنری چیست ؟

از دیدگاه هایدگر ، اثر هنری بازنمایی چیزی نیست ، بلکه از طریق آن هر چیزی به مرتبه حضور می رسد . وی از آن چیز به عنوان حقیقت یاد کرده است و بیان کرده : " بنا به عنوان یک اثر هنری از حقیقت نگهداری می کند . " این دیدگاه با نظر امروز ما راجع به هنر متفاوت به نظر می رسد .

امروزه ما ، بنا به عادت ، وظیفه هنر را بازنمایی یا بیانگری یک حقیقت می دانیم و انسان ( و در دید کلی جامعه ) را به عنوان سرچشمه آن معرفی می کنیم . اما هایدگر تأکید می کند که " این عامل انجام کار نیست که باید شناخته شود ، بلکه واقعیت وجودی ساده آن است که توسط اثر گشوده می شود . "

فهم این واقعیت وجودی کار مشکلی نیست . در واقع هنگامیکه ما به اثر نگاه می کنیم و شروع به توصیف آن می کنیم ، در واقع به معنای آن و به بیان دیگر به حقیقت آن چیز نزدیک شده ایم .

از نظر وی ، " عالم " چیزی فراتر از انتزاع است و « به جای آنکه وجود به عنوان عالم مبهمی از مثل درک شود ، به عنوان چیزی که اینجا و حالا داده شده است ، فهمیده می شود . در عین حال ، عالم را مجموعه صرف عینیات نمی داند . در عالم وی ، چیزهایی که به عنوان وجود در آن قرار دارند ، « میرایان را با عالم ملاقات می دهند . این یعنی ، هر چیزی که به 1 وی ، چیزهایی که به عنوان وجود در آن قرار دارند ، « میرایان را با عالم ملاقات می دهند . » عنوان وجود در این عالم وجود دارد ، باعث تعریف شدن خود این عالم نیز می شود . وی این امر را در فلسفه خود پدیدار شناسی نامیده است . وی این مسئله را بعدها با عنوان اندیشیدن مطرح می کند ، تا نشان دهنده آن نوع اندیشیدن اصیلی باشد که لازمه آشکار کردن چیز به عنوان « گردآورنده » است .

در این نوع اندیشیدن ، زبان ، به عنوان سرچشمه فهم نقش اصلی را ایفا می کند . « زبان ، با نامیدن موجودات برای اولین بار ، زمانیکه چیزها برای بار نخست نامیده می شوند ، به  آنها را ، نخست بار ، هم به واژه می آورد و هم به ظهور می رساند . » این معنی است که آنها همانطور که هستند ، پذیرفته شده و درک شده اند . بنابراین از نظر هایدگر ، زبان به صورت یک دفتر ثبت خاطرات است که از تجربیات انسانها در طی حیات آنها ، از ابتدای آن تا حال حاضر ، محافظت می کند

©کلیه حقوق این سایت متعلق به کاشی سنتی رنجبران به شماره برند 333592 می باشد
طراحی و توسعه شرکت مهندسی بهبود سامانه فرا ارتباط