هدف از انجام
این پژوهش ، بررسی تأثیر زبان ( به معنای وسیله ای برای هویت یافتن موجودات در
جهان ) ، بر فرآیند ادراک فضای معمارانه می باشد . برای نیل به این منظور ، به
بررسی مفاهیمی چون : فضا ، ادراک و زبان پرداخته شده و نقطه اشتراک آنها امری
درونی به نام هویت و احراز هویت توسط زبان ، داخل فضا ، عنوان شده است .
دست آخر نیز ،
مراحل نامیدن و تبیین فضا ، در 3 مرحله : سیما شناسی ، موضع شناسی و گونه شناسی
مطرح شده که برای روشن تر شدن موضوع ، از یک نمونه کاربردی ( درک فضای شهری ) کمک
گرفته شده است .

لازم به ذکر
است ، در شکل گیری این پژوهش ، نظریات پروفسور شولتز که آن هم متأثر از نظریات
فیلسوف بزرگ هایدگر می باشد ، تأثیرات شایانی داشته است .
چرایی وجود
مطالعه زبان در مقوله معماری :
یکی از مطالب
بسیار مطرح در جامعه معاصر ایران ، به ویژه بعد از انقلاب اسلامی ، این است که چرا
با وجود صرف هزینه های بسیار سنگین و نسبت به گذشته غیر قابل مقایسه ، محیط های
مصنوع ساخته شده در دهه های اخیر هر روز بیش از پیش ، از مطلوبیت و حداقل قابل
تحمل بودن برای انسان خسته ، فرسوده ، دلمرده و افسرده شهرنشین ، فاصله می گیرد .
انسان هایی که
در طول تاریخ با یکدیگر در سرزمینی واحد زیسته اند و در چهارچوب فرهنگ و زبانی
مشترک محیط و حیات را تجربه کرده اند ، در این فرآیند به دانش خاص خود دست یافته
اند . گنجینه لغات و مفاهیم مستتر در زبان دانشی که به واسطه آن فرد به جهان بینی
خاص خود دست می یابد، را در خود حفظ کرده است . دانشی که به گفته هایدگر باعث می
شود که جهان به واسطه آن برای گویش وران یک زبان ، واحد موجود شود .

اکنون
دانشمندان بر این امر توافق دارند که " زبان تنها یک ابزار برقراری ارتباط
بین انسان ها نیست . " زبان جهانی منحصر برای گویشوران خود می سازد ؛ هرچند
ممکن است شباهت هایی با جهان های مشابه دیگر داشته باشد . اجزاء و عناصر این جهان
، در یک ساختار به هم پیچیده ، به یکدیگر مرتبطند . هر تحولی در بخشی از این
ساختار حاصل شود بی شک بخش های دیگر را تحت تأثیر قرار خواهد داد . در این جهان
معنایی که ساخته و پرداخته زبان و فرهنگ است ، محیط ، اعم از طبیعی و مصنوعی ، و
اجزاء و عناصر آن تعاریف خاصی دارند و همین تعاریف ادراک ها ، و در پی آنها ،
رفتارهای خاصی را باعث می شوند . از زبان و محتویات لغوی آن هم می توان در شناخت
ماهیت و هویت جوامع استفاده کرد و هم می توان نحوه احتمالی ادراک اعضای یک فرهنگ
خاص از محیط و فضا را نشان داد .

از سوی دیگر ،
زبان می تواند منبع خوبی برای جهت دهی به اقداماتی باشد که ممکن است برای دخالت در
محیط و فضای مرتبط با آن زبان خاص ضرورت یابند . زبان ماهیت ها را در قالب
ساختارهای معنایی به ما می نماید و ما اصولاً برای دخالت در هر پدیده ( از جمله
محیط و فضا ) ، نیازمند شناخت آنها هستیم ، که آن هم بدون وجود زبان و دخالت
مستقیم و غیر مستقیم آن ، غیر ممکن خواهد بود ؛ زیرا هر جامعه ای فرهنگ ، زبان و
دست آخر جهان خاص خود را دارد و در این مجموعه محیط و فضا معنای خاص خود را می
یابند .