مکان یابی:
به طور کلی
توجه به طبیعت در معماری و شهرسازی سنتی ایران همواره به چشم میخورد. به طوری که
در مکان یابی شهرهای گذشته، سعی شده تا بخشهای مختلف شهر از چشم انداز وسیعتری
نسبت به طبیعت پیرامون خود برخوردار باشند .در بعضی موارد نیز سطح شهر نسبت به
زمینهای پیرامون آن بلندتر در نظرگرفته شده تا هم از دید و منظر بهتری برخوردار
باشد و هم از آسیبهای محیطی درامان باشد. نمونه باشد و هم از آسیبهای محیطی در
امان بماند. نمونه آن را میتوان در شهرهای شوش، تخت جمشید،تعدادی از شهرهای اشکانیان،هگمتانه
و..... مشاهده نمود.امروزه نیز بسیاری از نظریه پردازان و طراحان شهری معتقدند
بهترین موقعیت برای ساختن یک شهر در راستای تحقق مفهوم سکونت، مراکز طبیعی
میباشند. به اعتقاد آنها مراکز طبیعی مکانهایی هستند که در آنها زمین و آسمان برای
آفرینش کلیتی پرجذبه در یکدیگر نفوذ کرده باشند و یکی از راه های روی دادن این
معنا آن است که زمین به سوی آسمان برخاسته و دارای شیبی طبیعی باشد. انسان در چنین
مکانی احساس امنیت و آرامش خاطر دارد، زیرا آدمی همواره بلندی را نه تنها به خاطر
برانگیختن احساس نزدیکی به کائنات بلکه همچنین برای فراهم آوردن امکان جهت زیر چشم
قرارگرفتن جهان پیرامون در مقام اولی قرار داده است. به نظر میرسد رعایت نکته ذکر
شده توسط طراحان در انتخاب بستری مناسب برای شهرکها و شهرهای جدید میتواند سبب شود
تا ساکنین شهرها از مناظر طبیعت بهره جویند و از این طریق در امر تحقق سکنی گزیدن
و کسب آرامش خاطر که یکی از نتایج کسب شده آن است، کوشا باشند

برقراری
پیوندی پرمعنا با محیط
سکونت به
مفهومی دال بر برقراری صمیمیت با مکانی طبیعی تحقق میگردد. جهانی که توسط هراثر
معماری گرد آید، دورنمای مسکون خوانده میشود.یعنیچشماندازی که بر آن به عنوان
موردی ویژه از کلیت آسمان و زمین بسته به یکی از شیوه های سکونت وقوف یافته
باشد.سطوح مختلف محیطی از این توقف یا تأمل،حقیقتی را عیان میسازند.درگذشته از یاد
میکردند. ویژگیهای خاص اقلیمی شامل توپوگرافی، پوشش 2 شخصیت ویژه یا جان مکان تحت
عنوانروح محل گیاهی ، رنگ خاک ، آب و هوای
منطقه در خلق مناظر و چشم اندازهای زیبا تأثیر فراوان دارند و میتوانند شخصیت محل
را شکل دهند و معماری و شهرسازی علاوه بر حفظ آن میتواند در جهت تقویت و نمایان
کردن ویژگیهای آن مفید واقع شود و این همان چیزی است که در شهرهای گذشته رخ داده
است. آنجا که شهر در دامنه کوه و یا چون تخت جمشید بر کوه تکیه زده است ، شهرسازان
کوشیده اند تا عظمت طبیعت را پاس بدارند و از شکوه آن برای جلوه بخشیدن هر چه
بیشتر دست ساخت خویش بهره جویند، تا آن را بیشتر پدیدار سازند.

در ذیل عوامل
طبیعی مربوط به زمین را معرفی مینماییم ؛ بدیهی است استفاده از این عوامل منجر به
برقراری پیوندی پرمعنا با محیط خواهد شد:
الف)ارتفاعات:
بر خلاف منظر مسطح که امکانات بصری را به صورت یکنواخت مطرح میکند،ارتفاعات منطقه
که در افق به چشم میخورد ،تنوع بصری را ایجاد میکند و همین تنوع باعث ایجادجاذبه های
طبیعی شده که بیننده در فراغت، به کشف و درک آنها میپردازد و در نهایت با آن آرام
میگردد.

ب)جهت ها:جهت های
مختلف تاریکی ،روشنی و یا تفاوت نور را دنبال میکنند.
ج)لبه ها:تمامی
خطوط مرزی به خصوص لبه های حد فاصل میان آبهای سطحی و خشکی،کوه و دشت و...... به
خاطر تغییرات رنگ ،روشنایی،انعکاس و مشخص بودن و تعریف شدن خطوط و اشکال، حالات و
جلوه های متنوعی را ایجاد مینمایند و میتوانند بر روی روان انسان مؤثر باشند.از
طرفی مردم برای توقف، لبه ها را بر نقاط دیگر ترجیح میدهند زیرا دید به اطراف و
احساس اطمینان را برای آنها به ارمغان میآورد.

د)سکوانسها و
دیدهای متوالی: سکوانس، توالی دیدهای مختلف یک بیننده در حرکت است.دیدهایی که هر
کدام منظر خاصی را بیان مینمایند و ارزشهای آن بر پایه تأثیرات روحی و تغییراتی
است که در بیننده ایجاد خواهد شد، قابل بررسی است .بی تردید در سکانسهای مختلف
فضاهای شهری باید حضور طبیعت لحاظ شود
فروش انواع کاشی سنتی بالاترین کیفیت - گره های ترکیبی - کاشی سنتی رنجبران