فناوری می
تواند به عنوان یک اهرم، نقش مهمی در تغییرات استراتژیک داشته باشد. نو آوری در
تکنولوژی تنها مسیر قابل قبول برای رشد دراز مدت است . نو آوری و به طور اخص
نوآوری در فناوری ،محرک اولیه در محیط صنعتی جهان امروز است . شرکت هایی که موفق
به نوآوری نمی گردند وارد مسیر رو به نزولی می شوند که مشخصه اصلی آن ،محصولات غیر
رقابتی و پایین آمدن حاشیه سود است.از آنجا که فناوری ها همیشه در حال تکامل و
پیشرفت اند هنگامی که یک تکنولوژی به محدوده طبیعی عمر خود می رسد نسل بعدی توسعه
یافته و جایگزین آن می شود. فناوری به عنوان پایه ای برای
جهت گیری راهبردی سازمان مورد استفاده قرار می گیرد و در این مسیر برای دستیابی به
آینده ای بهتربه اصلاح ساختار سازمان می پردازد
انتخاب فناوری
از میان گزینه های موجود
بی شک رشد
اقتصادی هر سازمان وابسته به فرآیند انتخاب تکنولوژی است. از دیدگاه تدافعی ،می
توان چنین استدلال کرد که به دلیل حجم بالای سرمایه گزاری مورد نیاز – از نظر
زمان و هزینه - برای توسعه فناوری ، انتخاب آن
کاری پر هزینه و مخاطره انگیز برای سازمان می باشد . در حالی که تکنولوژی یکی از
پایه های اصلی رشد سازمانها و موجب فراهم آوردن موفقیت استراتژیک و مزیت رقابتی
است.
در فرآیند
تدوین استراتژی تکنولوژی و تصمیم گیری در مورد اینکه کدام تکنولوژی ها اهمیت داشته
و چه کوشش هایی برای توسعه آنها مورد نیاز است ، مدیران به طور طبیعی تمایل دارند
که از تکنولوژی ها بدون در نظر گرفتن سایر ملاحظات شروع کنند . مدیرانی که کار را
از تکنولوژی شروع می کنند با این خطر روبرو هستند که از تکنولوژی های شگفتی زا و
تکنولوژی هایی که سازمان تاکنون در آنها سرمایه گزاری کرده است توجه زیادی کنند و
به نیاز های واقعی کسب و کار خود بی توجه باشند. چرا که معتقدند روند بازار را
برای زمانی بیش از یک سال نمی توان پیش بینی کرد و در این صورت است که شروع با
تکنولوژی مفهوم پیدا می کند در حالی که این مقوله تضمین کننده موفقیت سازمان
نخواهد بود

شناخت اهمیت
فناوری و برداشتن گام هایی مشخص برای افزایش میزان اثر گزاری آن دو موضوع متفاوت
می باشند که هر یک توجه ویژه ای را می طلبد. با توجه به اهمیت به سزای تکنولوژی در
به ثمر رسیدن اهداف هر کسب و کاری مدیران باید هم از نقش تکنولوژی در فضای فعالیت
خود آگاه باشند و هم سیاست هایی اتخاذ نمایند که در نتیجه آن تکنولوژی به کار
گرفته شده بیشترین اثر را بر عملکرد کسب و کار بگذارد.
ارزیابی
موقعیت موجود
بحث و تصمیم
گیری در رابطه با آینده سازمان بر اساس دو محور انجام می گیرد که یکی از منظر محیط
داخلی و دیگری از دیدگاه محیط بیرونی است. منظر داخلی برمبنی اهداف،استراتژی ظرفیت
و قابلیت های سازمان استوار است. از منظر محیط بیرونی تاکید بر بازار و محیط
تکنولوژیکی که سازمان در آن فعالیت می کند ، می باشد. اهداف با توجه به موقعیت
موجود و به کارگیری فناوری جدید در قالب شرایط ریسک بررسی می شود. همچنین محیط
فناوری ،تکنولوژی های کلیدی ، مزیت های رقابتی مراکز تحقیقات ، ظرفیت و قابلیت سطح
سرمایه گزاری ،پتانسیل ارتقا و محدودیت تکنولوژی نیز مورد نظر واقع می شوند. یکی
از محورهای ارزیابی موقعیت به تعیین حوزه های استراتژیک تکنولوژی برمی گردد که
زمینه های مهارت تکنولوژیکی سازمان را در فرآیندهای سازمانی در برمی گیرد و می
تواند برای حضور در بازار و تامین نیاز مشتری مزیت باشد. ابزارهای متعددی برای
اندازه گیری عملکرد و اهداف وجود دارد که یکی از آنها منحنی چرخه عمر
تکنولوژی است که قابلیت دسترسی به فناوری
های پیشرفته یا نیاز به جایگزینی را نشان می دهد.
فروش ، طراحی و ساخت کاشی سردر مدارس و دانشگاه ها