به دلیل ضعف
نسبی زیر ساخت ها و مبانی پژوهشی در کشورهای در حال توسعه به مرور زمان و با فزونی
نرخ صنعتی شدن ، فاصله این کشورها از کشور های صنعتی در سیری واگرا بیشتر و بیشتر
شده است. به منظور کاهش این فاصله و تسریع در دستیابی به سطوح بالای فناوری ،
تدابیر بسیاری توسط عوامل کشورهای در حال توسعه اندیشیده می شود که در همه آنها ،
جلوگیری از بازپیمایی راه های رفته و به خصوص عدم تکرار سعی و خطای انجام شده در
سازمان های پیشرو از اصول غیر قابل انکار است . به این منظور روی آوری به آن دسته
از فناوری ها که از بوته آزمون در کشور های مبدا موفق بیرون آمده اند و انطباق
آنها با شرایط خاص سازمان مقصد ، در فرآیندی تحت عنوان بومی سازی (Customization )یکی از راه کار های موجود است. لذا
بومی سازی فناوری وارداتی ، فراهم آوری نیازمندی ها و مواجهه با تبعات این فرآیند
، از زمینه هایی است که در سالهای اخیر مورد توجه طیف وسیعی از محافل علمی و
پژوهشی قرار گرفته است.

نگارندگان این
نوشتار می کوشند تا با تحلیل ساختار شناسانه فرآیند "بومی سازی فناوری
وارداتی " نیازمندی ها ،
فرصت ها و محدودیت های آموزشی منابع انسانی سازمان های مقصد ( در زمینه انتقال
فناوری ) را شناسایی نموده و جایگاه آموزش را در افزایش کارآیی و ضریب موفقیت این
فرآیند تبیین نمایند.
جهت رسیدن به
این هدف مطالب این نوشتار به صورت زیرنظام دهی شده است:
ابتدا چیستی و
چگونگی فرآیند بومی سازی وارداتی از یک سو و از سوی دیگر نقش آموزش در برآوری
اهداف سازمانها به طور جداگانه مطرح شده و سپس زمینه های انطباق این دو مقوله
عنوان می گردد. آنگاه با رویکردی ساختار شناسانه آن گروه از ویژگی های فرآیند بومی
سازی که می تواند متاثر از مقوله آموزش منابع انسانی باشد ، به گونه ای که با
تمرکز بر آن بتوان انتظار افزایش کارایی را در حد قابل توجهی داشت ، مشخص می شود
نکته ای که در
تدوین نیازمندی های آموزشی برآن تاکید می شود، رده بندی منابع انسانی بر اساس
نزدیکی و سطح برخورد افراد با فناوری جدید می باشد.از دیگر اقدامات ، تدوین برنامه
ای شامل گونه های مختلف آموزشی از فرهنگ عمومی فناوری تا آموزشهای تخصصی مورد نیاز
بوده است

چیستی و
چگونگی فرایند بومی سازی:
سازمان ها
برای نیل به اهداف کیفی خود راه کارهای گوناگونی در پیش می گیرندکه مبتنی بر اصول
و نیازمندی های خاص سازمانی و رقابتی آنهاست . این روشها در کشورهای صنعتی در یک
فرایند تدریجی و همزمان با گسترش صنعتی شدن و در نتیجه همگام با گسترش سطوح دیگر
اجتماعی و فرهنگی صورت گرفته است و هرچند رشد زمینه های اجتماعی – اخلاقی
از ماشینی شدن گاهی پیش و گاهی پس افتاده است ، اما در راستای عبور از دهه های
متوالی این رشد فزاینده تدریجاً صورتی همگن و شکیل یافته است. اما در کشورهای
اصطلاحاً در حال توسعه حکایت به گونه دیگری است. و جا ماندن این کشورها از سیر
پیشرفت های جهانی به ناچار مجال تجربه کردن یک مرحله آرام و تدریجی گذار را بس
کوتاه کرده است: فناوری ها ، تجهیزات و روشهای نوین به سرعت می آیند و این ما
هستیم که باید خود را با پیامدها و نیازمندیهای خاص این تازه واردان وفق دهیم، اما
ماجرا از اینجا شروع می شود که به رغم تمامی تلاشی که جهت فراهم آوردن بستر مناسب
پیاده سازی یک الگوی خاص کرده ایم نتیجه با آنچه انتظارش را داشته ایم فاصله زیادی
پیدا می کند ، چرا که زوایای این سیستم ( روش ، فناوری و یا تجهیز) جدید ، قابلیت
انطباق با زمینه های خاص صنعتی ما را از طرفی و توان همزیستی با الگوهای دیگری را
که گاهاً از قطب های دیگر صنعتی وام گرفته ایم ، از سوی دیگردارا نیست.
چاپ تصویر عزیزان شما روی کاشی