روابط سازمانی تنها به چارت تشکیلاتی سازمان محدود نمیشود بلکه روابط بین افراد را نیز در برمیگیرد و در اینجاست که نقش انتخاب برای انجام کارها بیش از پیش مهم میباشد زیرا به لحاظ روانشناسی و شخصیت شناسی، هر فردی به شکلی رشد یافته است و به گونهای به مسائل فکر میکند و در اینجاست که برای یکی کردن افکار در جهت اهداف سازمانی به آموزش مستمر نیاز است تا کار تیمی در گروه و یا سازمان تحقیقاتی نهادینه شود.
ارتباطات
مسئله ارتباطات در درون سازمان از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا وجود ارتباطات سالم در سطوح مختلف در رشد و شکوفایی سازمان موثر خواهد بود و داشتن اطلاعات از عملکرد سازمان میتواند در رفع موانع سازمانی اثر بخش بوده و بهرهوری را بیشتر نماید. مدیران سازمانها باید از تکنولوژی اطلاعات و بهرهمندی از نرمافزارهای اطلاعاتی بهره جویند تا بتوانند با بدنه سازمان ارتباطات مؤثری جهت تبادل اطلاعات داشته باشند
سازگاری
همانگونه که منابع انسانی رکن اصلی هر سازمان تحقیقاتی به حساب میآیند، هماهنگی ، سازگاری، اشتراک مساعی در بین این افراد از اهمیت ویژهای برخوردار است و آن هم به اهداف پژوهشی و مدیریت سازمان بر میگردد. مدیریت هر پروژه میبایستی این سازگاری افراد را در جهت فرآیند حرکتی پروژه اتخاذ نماید و اگر اینگونه نباشد دیگرانتظار رسیدن به هدف و انجام به موقع پروژه میسر نخواهد شد.
روشها
هر مدیری همانند معلمی است که در شرایط و محیطی که قرار میگیرد شیوهای و یا روشی را جهت کار خود انتخاب میکند، البته شناخت از روحیات افراد، خود میتواند در جهت بهبود روشها و سیستمها مؤثر واقع شود و تا آنجا که به کار گروهی مربوط میشود روشها باید ساده، کاربردی و سیستماتیک باشند و در آنها وظیفه افراد و مسئولیتهای آنان مشخص شود تا چرخه حرکت و کار به وسیله اعضاء گروه به چرخش درآید. یک مدیر خوب و کارآمد با تجاربی که دارد میتواند بهترین روش را در برخورد با گروه کاری خود داشته باشد و همچنین ارتباط کاری پروژه را در بین افراد به درستی انجام بدهد و برخورد مناسب با آن نیازمند به اطلاعاتی است که مدیر اینگونه مراکزاز منابع مختلف ویا شرکت در انجام کار به دست میآورد.
انگیزه
ایجاد انگیزه در افراد یک سیستم کاری که با هم کار میکنند دارای اهمیت میباشد زیرا نبود انگیزه در هر فرد و یا کل تیم کاری صدمات جبران ناپذیری را به انجام امور خواهد زد و هدایت کاری فقط از طریق مدیرانی ایجاد خواهد که به مسئله تشویق، ترغیب، پاداش معنوی و مادی و ضرورت انجام به موقع و شرکت در محاسن و معایب کاری گروه دخالت نماید وبه راهنماییهای دو طرفه که همانا توفان مغزی میباشد بهای لازم داده شود.
هماوایی
مسئله هماوایی در یک گروه تحقیقاتی و به طبع آن در یک مرکز تحقیق و توسعه باید توسط مدیران شایسته و خلاق صورت پذیرد. تقسیم کار به تناسب توانایی افراد میتواند از مشکلات سختی در بین افراد بکاهد و نظر به شخصیت انسانی که در پارهای از مشکلات و سختیها قاعدتاً دنبال بهانهگیری میباشد ایجاد هارمونی کار میتواند باعث کاهش برخوردها در یک گروه کاری باشد.
تنش
معمولاً از دیدگاه روانشناسی کار، وجود مقدار مشخصی تنش بین اعضای گروه ضرورت دارد و تجربه کار در سازمانهای تحقیقاتی نشان میدهد که هر چه هماهنگی گروه بیشتر باشد، افزایش رضایت را به دنبال خواهد داشت و هرچه تنش افزایش یابد سطح رضایت گروه کاهش خواهد یافت. البته مسئله تنش به آگاهی مدیران ذیربط بر میگردد که به چه نحوی از آن استفاده نمایند.
نقشها
اساساً در مراکز تحقیقاتی چون افراد مختلف با سطوح گوناگون علمی مشغول به کار میباشند تعیین نقش برای افراد میتواند مؤثر واقع گردد ولی این بدین معنا نیست که فرد فقط یک کار را به صورت عادت انجام دهد این حرکت از خلاقیت ذهنی فرد میکاهد و ممکن است باعث ایجاد کندی حرکت شود. لزوم همکاری در دیگر بخشها میتواند به عنوان یک فرهنگ در حرکت مراکز تحقیق و توسعه غالب گردد و اعضا خود را موظف بر حسب نیازمندی، مشغول به کار نمایند البته این واضح است که میبایستی فرد توانایی انجام کار را داشته باشد
فرهنگ
همانگونه که در ساختار تشکیلاتی مراکز تحقیق و توسعه مطرح گردید داشتن فرهنگ اجتماعی و فرهنگ پروژه، هر دو بر روی تشخیص و عملکرد گروه اثر میگذارند در اینجا نقش مدیران و افراد تیم میتواند در فرهنگ سازی تیمی یعنی کار مشترک بسیار ارزشمند باشد و افراد میبایستی انعطاف پذیر بوده و انتقادهای سازنده لازم را بین طرفین بپذیرند وبر روی یکدیگر اثر گذار مثبت باشند.
کار انفرادی
همانطوری که از فرهنگ جوامع مختلف بر میآید سابق بر این ، کار انفرادی بیشتر در سازمانها نقشآفرینی میکرد و هر کس بر حسب توانش ، علاقه شدیدی به نمایش گذاشتن کار خود داشت، حتی این موضوع در بین نخبگان بیشتر مورد پذیرش و انجام میگرفت. این مشکل حتی در مراکزی که فقط از نخبگان بهرهمند میشوند مشکلات عدیدهای را به وجود میآورد ولی با پیشرفت علم بشری و لزوم انجام کارهای دسته جمعی بیش از پیش معایب کار انفرادی مشخص گردید زیرا دیگر نمیشد برای انجام یک پروژه متکی به یک فرد بود و لزوم بهرهمندی از افراد دیگردر تیم کاری و انجام کارمشترک به وضوح نمایان گردید. زیرا یک فکر یک کار را انجام میداد چند فکر چند کار را به ثمر میرساند و با توجه به اینکه همکاری مشترک متخصصان رشتههای علمی مختلف میتواند زمینهساز ایجاد صنایع نوین باشد که همگان از آن بهرهمند شوند دیگر حتی در جوایز نوبل ارزش کار فردی از کار جمعی کم رنگتر شده است و این نشان از به کار گیری کار جمعی است.
نتیجه گیری
انجام کار جمعی و تیمی نیاز به یک فرهنگ مشارکتی در سطح مدیران دارد که آن هم از طریق انتخاب افراد مشخص و انجام آموزشهای لازم و مستمر امکانپذیر است زیرا از آنجا که سعی میشود از تواناییهای بالقوه و بالفعل افراد در جهت پیشرفت اهداف از پیش تعیین شده در مراکز تحقیق و توسعه بهره جست بهرهگیری از آن توسط تمامی مدیران مراکز و سازمانهای تحقیقاتی لازم میباشد. البته ناگفته نماند در کشورهای صنعتی این موضوع کاملاً نهادینه شده است ولی متأسفانه در کشورهای در حال توسعه ، پذیرش این موضوع به کندی صورت میپذیرد پس بکوشیم با هم بودن، با هم کار کردن، با هم ماندن را سر لوحه همة امور زندگی به ویژه فعالیت تحقیقاتی نماییم
هیچ یک از ما به اندازة همگی ما هوشیار نیست