همانگونه که گذشت ، ابداعات بزرگ یا نواوریهای بزرگ ، نوعا نه بدلیل نفس دستاورد بلکه بخاطر تبعات فناوریها بزرگ انگاشته شده اند که در هر حال بطور زایدالوصفی از حالت اولیه خارج و با افزودن جزئیات نه چندان زیاد بدان متحول گردیده اند. اینک لازم است که بطور اساسی دو موضوع را از یکدیگرتفکیک نمائیم: یکی خود دستاورد و دیگری میزان ارزش و یا اثری است که در جامعه پدید میآورد. مثلا در تاریخ اخیردو فعالیت عظیم در صحنه هوانوردی تقریبا به موازات هم پیش رفتند. یکی تولید هواپیمای کنکورد و دیگری بوئینگ 747 می باشد. هر دو مبتنی بر پیشرفتهای علمی بوده و در نوک پیکان توسعه فناوری قرار داشتند. کنکورد قدم بعدی فناوری ان زمان در بعد سرعت بود ،در حالیکه بوئینگ 747 از نظر سرعت تفاوتی با سایر هواپیماها نداشته ولی از نظر اندازه و ظرفیت بزرگتر بوده و لذا قدم بعدی پیشرفت در زمینه کارائی بحساب می امد.کنکورد علیرغم برتریهای فناوری و هزینه های بالاترو تلاشهای علمی هیچگاه به اندازه بوئینگ 747 موفق نبود وحتی اخیرا بازنشسته گردید در حالیکه بوئینگ 747 برای سالها محصول بلامنازع در جهان هوانوردی باقی ماند. چرا که توجه و استقبال مردم به هواپیمائی با ظرفیت حمل مسافر بیشتر خیلی بهتر از سرعت بیشتر بود. البته در مورد دستاورد باید خاطر نشان شود که هر دستاوردی هم نوآوری نمی باشد مثلا فتح قله اورست یک دستاورد است اما نواوری تلقی نمی گردد، هرچند که توسعه فناوریهای نو احتمالا این اقدام را ممکن ساخته است. لذا باید در خصوص جبر فناورانه technological( (determinism نیز احتیاط نمود که وجود یا توسعه فناوریهای نو فتح اورست را اجتناب ناپذیر ننموده است. مضافا به اینکه انچه بعنوان دستاوردهای عظیم تلقی میشوند- چه موجود باشند و چه مورد تقاضا- انعکاسی از فرهنگ و جامعه ما بوده و اصولا فناوریها از بستر رویش خود مستقل نمی باشند. نکته مهم دیگر آن است که نوآوری تبعات ناخواسته که موجب انتفاع همگان نیز می شود را نیز در بر دارد. اقتصاددانان این تبعات ناخواسته را مازاد (spillover (یا مظاهرمثبت Positive( (externalities می نامند. باز هم توجه داریم که با وجود انکه نوآوریها به سوی تولیدمظاهر مثبت پیش می روند ،چنین نیست که هر گونه جلوه مثبت لزوما بوسیله نوآوری ایجاد شده باشد. مثلا اگرگروهی از تولید کنندگان لوازم خانگی درجزیره قشم یا لاوان مجتمع شده و برای انتقال محصولات خود بطور گروهی پل ارتباطی میان آن جزیره و ساحل خلیج فارس ایجاد نمایند، پلی که بر اساس فناوری رایج پل سازی احداث شده و هیچگونه موضوع جدیدی در ساخت آن وجود ندارد. با احداث این پل می توان تصور نمود که صنعت توریسم در ان جزیره نیزتقویت شود. اما ایا این برای صنعت توریسم نوآوری محسوب میشود؟
پاسخ آن است که خیرزیرا سودی که نصیب صنعت توریسم وارد می شود مازاد منفعت است که جزو تبعات ناخواسته احداث پل از سوی تولید کنندگان لوازم خانگی مستقر در جزیره می باشد. حال تصور کنیم که اعتبار ساختن پل از سوی صنعت توریسم تامین شده باشد. همچنین فرض کنیم که امکانات تفریحی جزیره قشم در اختیار سازمان منطقه ازاد قشم قرار دارد. با ساختن پل مالک قصد دارد تا توریست بیشتری به جزیره امد و شد کنند. فرض دیگر ما این است که ساختن پل مستلزم هیچ فناوری نوینی نیست و به روشی که همه پلهای اینچنینی ساخته می شوند احداث شده است. ایا این کار اینک نواوری است؟ قضاوت خیلی ساده نیست. با اینکه دستاورد فناورانه ای در اینجا در کار نیست، خود پل ممکن است یک نوآوری شناخته شود چرا که مالک جزیره اقدام به ریسک نموده است که ساخت پل برایش از نظر کمی و کیفی سوداور خواهد بود. اینکه این پل نوآوری تلقی شود یا خیر
وابسته به میزان ریسکی است که بوسیله صاحب امتیاز جزیره شده است و سرمایه غیر قابل برگشتی که بر روی آن ریسک شده است. این نوع سرمایه گذاری غیر قابل بازیافت از سوی اقتصاد دانان، هزینه های غرق شده نامیده می شود. لذا هنگامیکه ریسک پائین است ماحصل نوآوری نامیده نمی شود، هرچند تبعاتش قابل توجه باشد. علاوه بر ان نوآوری نسبی می باشدو نه مطلق. ساختن همین پل بوسیله یک شرکت عمرانی بین المللی ریسک کمتری را بدنبال دارد تا اینکه بوسیله یک موسسه یا شرکت کوچک مستقل ساخته شود. انچه در اینجا مطرح است تمایز محصول یا غنای محصول مطرح است که البته ترسیم خط حائل میان نوآوری و تمایز محصول یا غنای محصول کاری آسان نمی باشد. با همه اینها بطور اصولی ایجاد تمایز میان ماهیت دستاوردها (بمانند اینکه آیا عدم اطمینان در جنبه فناوری یا بازار و لذا ریسک را در بر دارد یا خیر) و تبعات (خواسته و یا ناخواسته) آن دستاورد مهم می باشد . ریسک یا عدم اطمینان مشخص، اساس نوآوری است با اینحال میان ریسک محاسبه شده و قمار بی حساب، تفاوتهاست
انواع کاشیهای سفره خانه سنتی