چگونه می توان اخلاقیات را به یک دانش اجتماعی بسیار دقیق و علمی مطابقت داد؟ قبـل از همـه چیـز ، اخلاقیـات از یـک سئوال اساسی نشأت می گیردکه همه افراد بشر چه بطور ضمنی ویا صریحاً درگیر هستند و آن عبارت است از : «چگونه باید رفتار خود را تنظیم کنیم ؟» ممکن است این سئوال به نحوهای دیگری نیز مطرح شود. به عنوان مثال سئوال ها ممکن است این گونه باشند:
چه استانداردهایی رفتار خود را تنظیم کنیم ؟
بایستی چه کار ی انجام دهیم ؟
رفتار به موقع و ستودنی چیست؟
و سئوال هایی مشابه آن.
معمولاً افراد می توانند از یک مجموعه جایگزین های در دسترس استفاده کنند و از بین آنها، آنچه را که مـی خواهنـد انجـام دهند، انتخاب نمایند. البته این انتخاب افراد اجباری نیست، ولی انتخاب هر جایگرینی مستلزم اجرای آن می باشد . آنها باید بداننـد کدام یک از جایگزین ها باید اجرا شود. طی دو دهه اخیر انفجاری در ایده های جدید مربوط به کارآفرینی و فعالیت هـای مربـوط به آن رخ داده است. در این محیط متغیر و برخوردهای ناگهانی و خلق الساعه کارآفرینان با چالشهای منحصر به فرد و بیـشماری مواجهه هستند. کارآفرینان نوعاً در محیط کسب وکار استرس آلودی به فعالیت می پردازند و اغلب با تلاش فراوان در صدد یافتن ابعاد و چشم انداز مناسبی برای تمرکز بر فعالیت هایی همراه با رعا یت جنبه های اخلاقی هـستند. امـا بـا وجـود ایـن هنـوز هـم کارآفرینان با مسائل پیچیده اخلاقی و غامضی همراه با مراعات مبانی منصفانه در ارتباط با مـشتریان، کارکنـان ، توزیـع کننـدگان دست و پنجه نرم می کنند، زیرا ماهیت شکل گیری اولیه تعداد قابل توجهی از این گونه مسائل اخلا قی، غالباً برای سازمان جوان و نوظهور امری تازه و بدیهی است. طی سالهای اخیر انفجاری در تمایلات جدید نسبت به کارآفرینان و فعالیت های آنان رخ داده است، مطالعات محققـان و متخصـصان کـسب و کـار دربـاره فرآینـد کـارآفرینی از جنبـه هـای مختلـف در حـال انجـام اسـت . هیریچ(1998 )پس از انجام تحقیقی درباره اخلاق کارآفرینان، اظهار نمود«با وجود همبستگی کم بین اخلاق کارآفرینی با اقتـصاد جهانی، نیاز به وجود راهنمای اخلاق عملی در کسب و کار از سوی کار آفرینان و غیر کارآفرینان -سایر افراد دارای کـسب و کـار، اعلام شده است». وی همچنین بر اساس مطالعات خود چنین نتیجه گیری کرده است که «گرچه کارآفرینان و مدیران هر دو در رعایت موضوعات اخلاقی در بسیاری از حوزه ها توافق دارند، اما با این اوصاف، کارآفرینان به طور مرتب و مستمر بر رعایت رفتار اخلاقی تأکید بیشتری داشته اند .» همچنین هیریچ در تحقیقات خـود بـه ایـن نکتـه دسـت یافـت کـه درصـد قابـل تـوجهی از کارآفرینان سازمانی، معتقد بودند: «برای ما اخلاقی نیست که از امکانات و حمایت شرکت برای منافع شخصی استفاده نمائیم».
لانجنکر، کینی و مور(1998 )در تحقیقی تحت عنوان«کارآفرینی، مذهب و اخـلاق کـسب و کـار»جنبـه هـای مختلـف اخلاقـی کارآفرینان را با سایر افراد دارای کسب و کار با در نظر گرفتن میزان اعتقادات مذهبی، مورد مطالعه و مقایسه قرار دادند و به ایـن نتیجه رسیدند که اعتقادات مذهبی به نحوی بر نگرش های کارآفرینـان تـأثیر دارد . ایـن محققـان اظهـار نمـوده انـد «اخـلاق کارآفرینانه ممکن است ریشه در رفتار فردگرایی سازمان یافته کارآفرینانه داشته باشد.» محققـان مـذکور در تحقیـق قبلـی خـود دریافته بودند که افراد کارآفرین با افراد غیرکارآفرین از نظر نگرشی نسبت به مسائل اخلاقی در بسیاری موارد با یکدیگر متفـاوت هستند. نتایج به دست آمده از مطالعه آمر بهید(1996 )حاکی از آن است که سـو گیـری در راسـتای عمـل (عمگرایـی محـض) بوکار و هیـریچ(2001 )ادعـا کردنـد کـه 27 ممکن است کارآفرینان را از فکر کردن و توجه بیشتر نسبت به امور اخلاقی بازدارد . سازمان های کارآفرین، تعیین کننده اخلاق برای دنیای اقتصادی در آینده خواهند بود . این نوع سازمان ها ضمن نفوذ بر کـسب و کارهای نوظهور، اخلاقیات مورد نظر در موضوعاتی نظیر مالی و بازاریابی را متأثر خواهند ساخت . بـه اعتقـاد ایـن محققـان درک چنین عواملی چه از طریق همکاری و یا نفوذ اخلاقی مدیران و کارآفرینان برای سیستم آینـده اقتـصادی آمریکـا بـه مراتـب از سیستم اقتصاد جهانی مهم تر است. تأثیر این عوامل هنگام رقابت فوق العاده در سطح جهانی، بسیار چشمگیر خواهد بود. هنگامی که بازارها بطور دائمی ناپایدار و در حال تغییر باشند، رقابت خارق العاده در چنین محیطی، وضعیت را بـه شـد?ت دگرگـون خواهـد نمود.
سئوالی که به ذهن متبادر می باشد این است که چرا ثبات شأن اخلاقی کارآفرینی حائز اهمیت است؟ شـاید بـه خـاطر ایـن باشد که کارآفرینان هر کاری که را تحت عنوان کارآفرین انجام می دهند ارزشمند است . این نقش اخلاقـی، نـه تنهـا بـه خـاطر موقعیت و جایگاه کارآفرینان در بازار ستودنی است ، بلکه به خاطر این است که خود بازار به لحاظ بحـران اخلاقـی آسـیب پـذیر است. چرا چنین است؟ به دلیل این که اخلاق همچون خون تازه ای موجـب ادامـه حیـات بـازار مـی شـود . از نظـر جـورج استیگلر،کارآفرینان کسانی هستند- چه در منزل خویش، چه در محل کار، اعم از این که در بخش عمومی و یا خصوصی باشند، چه در اماکن مذهبی(کلیسا)، چه در کارهای علمی- بطور خلاصه، در هر جا که هستند، بطور مداوم و مستمر در صدد بیـشینه کـردن سودمندی می باشند.
فروش کاشی مراکشی