از آنجا که مفاهیم مطرح در علوم انسانی همانند مفاهیم مطرح در علوم تجربی قطعی نیستند، بـا ایـن اوصـاف ارائـه تعریفـی قطعی و مشخص برای آنها دشوار یا غیر ممکن است. کارآفرینی از جمله واژه های مطرح در علوم انسانی است، لذا از ایـن قاعـده مستثنی نیست. دانشمندان و محققین علوم مختلف اقتصادی، اجتماعی، روانشناسی و مدیریت که در مورد کارآفرینی مطالعه نموده و نظراتی ارائه و تعاریف مختلفی از کارآفرینی را مطرح نمودهاند، این تعاریف تفاوتهای گاه مغـایر و متناقـضی دارنـد. تعریفـی از کارآفرینی که تقریباً شامل همه تعریف های ارائه شده در مورد کارآفرینی باشد، عبارت است از: «کارآفرینی فرایندی است که فـرد کارآفرین با ایدههای نو و خلاّق و شناسایی فرصت های جدیـد و بـا بـسیج منـابع، مبـادرت بـه ایجـاد کـسب و کـار و تأسـیس شرکتهای نو، سازمان های جدید و نوآور و رشد یابنده نموده که توأم با پـذیرش مخـاطره و ریـسک اسـت و منجـر بـه معرفـی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه میگردد.» در دایره المعارف بریتانیکا ، کارآفرین اینگونه تعریف شده اسـت: «شخـصی کـه کــسب و کــار و یــا مؤســسه اقتــصادی را ســازماندهی و مــدیریت کــرده و خطــرات ناشــی از آن را مــیپــذیرد».
فروش کاشی مراکشی
واژه کارآفرینی از قرن ها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردیـد . ایـن واژه معـادل کلمه فرانسوی enterprendre به معنای « عهده دار شدن» کاری گرفته شده است. کارآفرین کسی است که سـازمان دهـی، مدیریت و پذیرفتن خطرات یک شرکت تجاری را عهده دار می شود. شناخت کارآفرینان به فرانسه قرن 18 بر می گـردد، یعنـی زمانی که در سال 1725ریشارکانتیون(Cantillon Richard) اقتصاد دان فرانسوی، فعالیت خطر پیـشگی را بـه کـارآفرینی مرتبط دانست. ارتباط کارآفرینی و اقتصاد از مدت ها قبل به عنوان یک هنجار پذیرفته ش ده است. تا دهه 1950 ،اکثریت تعـاریف و ارجاعات به کارآفرینی از سوی اقتصاددانان مطرح شده بود. به عنوان مثـال کـانتیون(1725) ،ژان باتیـست سـه(1803) و ژوزف 3 شومپیتر(1943) ،هر سه به عنوان اقتصاد دان، درباره کارآفرینی و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی تأکید کرده اند
کاشی گنبد
همانطور که اشاره شد اقتصاد دانان نخستین کسانی بودند که در نظریه های اقتصادی خود به تشریح کـارآفرین و کـارآفرینی پرداختند. به عنوان مثال ژوزف شومپــیتر(1943) کارآفرین را نیــروی محرّکــه اصلی در توسعه اقتصادی می داند و مـی گویـد : نقش کارآفرین نوآوری است. از دیدگاه وی ارائه کالایی جدید، ارائه روشی جدید در فرآیند تولید، گشایش بازاری تازه، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت و نظایر آن از فعالیت های کارآفرینـان اسـت. کــرزنر، کـارآفرینی را ایـن گونـه تعریف می کند: کارآفرینی یعنی ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل بیشتر در عملیات بازارها. از دیدگاه دراکر(1985) ،کـارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع مینماید.کارآفرین ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نمایند. همچنین به عقیده مک کلهلند (1961) کارآفرین کسی است که «یک شرکت (یا واحد اقتصادی) را سازماندهی میکند و ظرفیت تولیدی آن را افزایش میدهد»
کارآفرینی را روند پویایی در جهت افزایش و ایجاد سرمایه می داند . این کار توسط کسی انجام می شـود کـه خطـر از دسـت دادن زمان یا فرصت های شغلی دیگر را در جهت ایجاد ارزش برای یک محصول یا خدمت می پـذیرد. رابـرت هیـسریچ(1988 ( معتقد است کارآفرینی فرآیند خلق چیزی نو، با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای بدسـت آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال است. از نظر مک میلان و لو (1988 )کارآفرینی یعنی ایجاد شـرکت هـای جدیـد. تراپ مان و مورنینک استار(1989) کارآفرین را به عنوان ترکیب متفکر با مجری تعریف می کنند و از نظر آنـان کـارآفرین فـردی است که فرصت ارائه یک محصول، خدمت، روش و سیاست جدید یا تفکری جدید برای یک مشکل قدیمی را می یابد . همچنـین از نظر آنان کارآفرین فردی است که می خواهد تأثیر اندیشه، محصول یا خـدمات خـود را بـر نظـام مـشاهده کنـد . ویلیـام بـای گریو(1994) معتقد است کارآفرین کسی است که یک فرصت را در می یابد و برای پیگیری آن فرصت یک سازمان را راه انـدازی می کند و فرآیند کارآفرینی تمام وظایف، فعالیت ها و عملیاتی را با درک فرصت و ایجاد یک سـازمان بـه منظـور پـی گیـری آن کارشناسان،کارآفرینی را فراگرد شکار فرصت ها به وسیله افراد به طور انفرادی یـا در فرصت ها ارتباط می یابد، در بر می گیرد. کارآفرین یک مدیر صاحب فکر و ابتکار است کـه (همـراه 6 سازمان ها ) بدون در نظر گرفتن منابع موجود در اختیار آنها می دانند . همچنین کارآفرینی را این گونه تعریف کرده انـد: «علـم با خلاقیت، ریسک پذیری و وسعت دید فرصت های طلایی می آفریند علاوه بر موارد فوق کارآفرینی عبارت است ازخلق چیزی جدید و پذیرش مخاطرات دانستن مسائل و هنر بکار بستن آن است». کارآفرینی هنری است که ویژگی های آن سازگار ی بـا جامعـه اسـت، کارآفرینـان لوکوموتیوهـای توسـعه و سود حاصل ازآن. هستند که با به حرکت در آوردن واگن های اقتصاد، اشتغال، تولید، فنّ آوری و سرمایه، توسعه پایـدار را بـه ارمغـان مـی آورنـد. همچنین کارآفرینی را عبارت از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فـردی از منـابع بـه منظـور بهـره گیـری از هیسریج(2002 )کارآفرینی را فرآیند خلق چیزی متفاوت و بـا ارزش از طریـق اختـصاص زمـان و 11 فرصت ها تعریف کرده اند. تلاش لازم برای آن است؛ با فرض همراه بودن ریسک های مالی، ر وانی و اجتماعی و نیز دریافت پاداش هـای مـالی و رضـایت در پایان تعاریف مربوط به کارآفرینی بطور عام، تعریفی از کارآفرینی سازمانی نیز ارائه می شود . «کـارآفرینی سـازمانی» فردی. فرآیندی است که فعالیتهای سازمانی را به سمت خلاقیت، نوآوری، مخاطره پذیری، و پیشتازی سوق می دهد
با این همه، مفهوم و ماهیت اصلی «کارآفرینی» هنوزشناخته شده نیست و نمی توان تعریفی استاندارد، واحد، جـامع و مـانعی برای آن ارائه نمود. با در نظر گرفتن ابعاد اصلی و مؤلفه های کسب و کـار، چنانچـه مقایـسه کارآفرینـان بـا مـدیران مـورد نظـر باشد،کارآفرینان دارای وجوه تمایز چشمگیری نسبت به مدیران هستند.
کاشی سردر فروشگاه ها و مغازه ها