در مورد تأثیر
فناوری بر اشتغال نیروی کار غیر ماهر در صنایع نساجی هیچکدام از الگوهای برآوردی
معنادار نیستند. لذا تفسیر آنها نیز دچار اشکال است. در هر حال یک نکته اساسی که
باید در اشتغالزایی مورد توجه قرار گیرد محدودیتهایی است که صنایع به نحوی با آن
مواجه هستند و ممکن است برآورد الگوها را دچار اشکال کند. برای مثال در قانون کار
موجود انعطاف پذیری لازم برای تعدیل نیروی کار از جانب بنگاهها وجود ندارد و در بسیاری
از مواقع بخش عمدهای از فعالان یک صنعت بویژه واحدهای دولتی با مازاد نیروی انسانی
مواجه بوده و این محدودیت اشکالات اساسی را در جذب یا اخراج نیروی کار در بنگاهها
ایجاد مینماید.
فروش کاشی مراکشی
در صنایع چوب و
فرآوردههای چوبی تأثیر متغیرهای هزینه تحقیق و توسعه سرمایه فیزیکی بر اشتغال
نیروی کار ماهر در این صنعت چندان معنادار نمیباشد و متغیرهای دستمزد، بهره وری
متوسط نیروی کار و واردات کالاها و تجهیزات سرمایهای خارجی تأثیری مثبت بر اشتغال
نیروی کار ماهر دارند. به بیان دیگر کشش اشتغال نیروی کار ماهر نسبت به بهره وری
آن 52/0 و نسبت به واردات کالاهای خارجی 045/0 و نسبت به دستمزد واقعی 48/0 میباشد.
در کلیه الگوهای
برآورد شده سه متغیر فوق معنادار میباشند. تأثیر هزینههای تحقیق و توسعه در این
صنعت منفی میباشد و در ازای یک درصد افزایش در هزینه تحقیق و توسعه تقاضای نیروی
کار ماهر در این صنعت 015/0 کاهش مییابد. از سوی دیگر تأثیر سرمایه گذاری فیزیکی
بر اشتغال نیروی کار ماهر مثبت میباشد. در تحلیل نهایی میتوان گفت که بهره وری و
واردات تجهیزات سرمایه ای خارجی متغیرهای اثرگذاری هستند که تقاضا برای اشتغال در
این صنعت را تحت الشعاع قرار میدهند.
در برآوردهای
مربوط به نیروی کار ماهر، افزایش بهره وری بر تقاضای نیروی کار غیرماهر منفی 37/0
میباشد. این ضریب که کشش تقاضای نیروی کار غیر ماهر را در مقابل بهره وری ناشی از
رشد فناوری نشان میدهد مبین آن است که افزایش بهره روی نیروی کار موجب کاهش
استخدام و بکارگیری چنین افرادی میشود.
ضریب متغیر
هزینه توسعه و تحقیق بر تقاضای نیروی کار ماهر مثبت، معنادار و کمیت آن 026/0 میباشد. تقاضای نیروی کار ماهر در برابر دستمزدهای واقعی
از خود حساسیت نشان میدهد و این واکنشها معنادار میباشند. در صورتیکه در معادلات
برآورد شده در مورد نیروی کار ماهر، واکنش تقاضا به متغیرهای غیر دستمزدی بیشتر
میباشد. این یافته در مورد تقاضای نیروی کار در سایر بخشهای صنعتی نیز مشهود است و
یک موضوع اقتصادی را تبیین میکند و آن اینکه ایجاد ارزش افزوده توسط نیروی کار
مولد و سودآوری بیشتر باعث میشود تا تقاضا برای نیروی کار ماهر به عواملی
نظیربهرهوری وبازدهی نیروی کار حساسیت بیشتری از خود نشان دهد.
کاشی گنبد
ضریب کشش نیروی
کار غیر ماهر نسبت به واردات تجهزات خارجی منفی 031/0 میباشد و انعکاس این واقعیت
است که واردات تجهیزات خارجی به دلیل استفاده از فناوریهای نوین اقتصادی تقاضای
نیروی کارغیرماهررا کاهش میدهد.
در معادلههای
برآوردی نوعی تقارن میان برآوردها در مورد تقاضای نیروی کار ماهر و غیر ماهربه چشم
میخورد. برای مثال، اثربهرهوری برتقاضای نیروی کار ماهر 52/0 مثبت وبرنیروی کار
غیرماهر منفی 37/0 میباشد یا تأثیر تجهیزات خارجی وارداتی که ضریب آن بر اشتغال
نیروی کار ماهر مثبت و بر اشتغال نیروی کار غیرماهر منفی است. این ضرایب واقعیتها
و حقایقی را نشان میدهند که به نوعی در بازار کارایران در بخش صنعت وجود دارند.
فروش کاشی سنتی