کاشی سنتی رنجبران

صفحه اصلی  |  مقاله ها  |  دراکر موفقیت مدیران
دراکر موفقیت مدیران
 

تأملی در رهنمودهای حکیمانه دراکر برای موفقیت مدیران
شمارش معکوس برای پیوستن ما به منظومه تجارت جهانی آغاز شده است. پیوستنی که چندان هم از روی اختیار نیست. چشم های خبرگان صنعت و اقتصاد این خاک، نگران آثار این پیوستن است. آیا سازمان های صنعتی ما، توان رقابت در این فضا را دارند؟ در چه معیارهایی، ضعیف هستیم؟ سازمان ما چگونه باید باشد تا در رقابت، پیروز میدان باشیم؟ تفاوت سازمان ما با یک سازمان سرآمد در مقیاس جهانی چیست؟

این ها همان سئوال هایی است که در کشورهای صنعتی و پیشرفته امروز، سال ها قبل و در دوران رکود اقتصاد جهانی، مطرح شد. آنان سعی کردند و کوشیدند که الگویی از یک سازمان موفق و سرآمد ارائه کنند. سازمانی که نیازهای اصلی جامعه را به بهترین نحو برآورد می کند و در این راه، سرآمد دیگر سازمان هاست. به الگوهایی که از این سازمان ها ارائه گردید، مدل سرآمدی کسب و کار می گویند که به ادعای بسیاری از صاحبنظران، نقش اساسی در جهت گیری صحیح سازمان های تجاری در این کشورها داشته است. این مدل ها، الگویی از یک سازمان ارائه می کنند که در ایده و عمل، سرآمد سازمان های دیگر است و نشان می دهد برای رشد و سرآمدی، چه تغییراتی در اجزای سازمان باید انجام داد.
    در بین مدل های سرآمدی کسب و کار، مدل بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت معروف ترین مدل است و بیش از 20 هزار سازمان در اروپا از این مدل استفاده کرده اند. کار طراحی جدی این مدل از سال 1989 آغاز و در سال 1991 معرفی گردید و تاکنون ویرایش های متعددی بر این مدل صورت گرفته که مهم ترین آن ویرایش سال 2003 است.
     بررسی اجمالی مفاهیم بنیادین سرآمدی در مدل EFQM
    مفاهیم بنیادین، مفاهیمی هستند که این مدل بر آنها بنا شده اند و درواقع پایه و اساس این مدل هستند. این مفاهیم عبارتند از:
    1) نتیجه گرایی: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به گونه ای کار کند که به نتیجه مطلوب دست پیدا کند و این نتیجه باید نظر تمامی ذی نفعان سازمان را به طور متوازن جلب کند. ذی نفعان سازمان عبارت اند از: کارکنان، مشتریان، تامین کنندگان، جامعه سهامداران و سایر کسانی که منافع مالی در سازمان دارند.
    2) مشتری مداری: داوری نهایی درمورد کیفیت محصولات و خدمات با مشتری است و جلب نظر مشتری اهمیت زیادی دارد. ایجاد وفاداری در مشتری و به دست آوردن سهم بازار، تنها از طریق توجه جدی به نیازهای مشتریان فعلی و بالقوه امکان پذیر است.
    3) رهبری و ثبات در مقاصد: رهبری یعنی تعیین اهداف و ایجاد انگیزه در افراد برای تلاش درجهت دستیابی به اهداف سازمان. در سازمان سرآمد، مدیران در حرف و عمل، الهام بخش کارکنان برای تلاش در جهت سرآمدی سازمان هستند.
    4) مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به کمک مجموعه ای از سیستم ها، فرآیندها و واقعیت های مرتبط و به هم پیوسته، مدیریت شود.
    5) توسعه و مشارکت کارکنان: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید مشارکت کارکنان را در امور به حداکثر برساند. برای استفاده از تمامی توان بالقوه کارکنان سازمان، بهترین کار، توانمند کردن کارکنان در انجام کارهایشان و ایجاد ارزش های مشترک و فرهنگ اعتماد در سازمان است.
    6) یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید وضع موجود را به چالش بطلبد و به یادگیری و نوآوری در سازمان اهمیت زیادی بدهد. در این سازمان افراد باید دانش خود را به دیگران متنقل کنند و فرهنگ یادگیری (یاد گرفتن و یاد دادن)، نوآوری و بهبود مداوم، پایه همه کارها باشد.
    7) توسعه شراکت ها: شراکت، یک رابطه تجاری درازمدت است. سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به نحوی با سازمان های دیگر شریک شود که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد کند. برای اینکه بین شرکا رابطه سودمند و درازمدت ایجاد شود، باید اعتماد و انتقال دانش و تجربیات به یکدیگر، پایه روابط دوجانبه باشد.
    8) مسئولیت اجتماعی شرکت: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به جامعه توجه زیادی داشته باشد و فراتر از انتظارات و مقررات جامعه عمل کند. توجه به اخلاقیات در کار، یکی از مشخصه های یک سازمان سرآمد است.
    
    بررسی اجمالی معیارها در مدل پتءئ و نحوه امتیازدهی به آنها
    مدل پتءئ یک مدل غیرتجویزی است که از 9 معیار تشکیل شده است. این معیارها، هسته و قلب این مدل هستند و مبنای ارزیابی یک سازمان قرار می گیرند. در قسمت قبل گفته شد که مفاهیم بنیادین، اهدافی را نشان می دهند که یک سازمان سرآمد باید به آنها دست پیدا کند. اهداف و آرمان ها معمولاً بلندپروازانه و دوردست هستند، از این رو برای اینکه سازمان ها بدانند که برای رسیدن به این اهداف، باید چگونه در عمل، کار و فعالیت کنند، نیاز به معیارهایی دارند که اجرای آنها در سازمان، موجب رسیدن به اهداف شود. معیارهای این مدل به دو دسته تقسیم می شوند:
    الف: توانمندسازها: پنج معیار اول این مدل بوده و عواملی هستند که سازمان را برای رسیدن به نتایج عالی، توانمند می سازند.
    ب: نتایج: نتایجی هستند که سازمان سرآمد در حوزه های مختلف به آنها دست پیدا می کند و بیان کننده دستاوردهای حاصل از اجرای مناسب توانمندها هستند.
    در این مدل معیارها روی هم، 1000 امتیاز دارند (500 امتیاز برای توانمندسازها و 500 امتیاز برای نتایج.) این معیارها به شرح زیر است:
    1- رهبری: در اینجا مشخص می گردد که رهبران سازمان چگونه امکان توسعه و دستیابی به ماموریت و چشم انداز را فراهم می سازند و چگونه ارزش ها تدوین و محقق می گردند و رهبران در توسعه و اجرای سیستم مدیریتی سازمان مشارکت می نمایند.
    2- خط مشی و استراتژی: در اینجا مشخص می گردد که چگونه سازمان، ماموریت و چشم انداز خود را از طریق یک استراتژی شفاف با درنظر گرفتن منافع ذی نفعان سازمان محقق می سازد و چگونه این استراتژی از طریق خط مشی ها، برنامه ها، اهداف، مقاصد و فرآیندها مورد پشتیبانی قرار می گیرد.
    3- منابع انسانی: در اینجا مشخص می شود که چگونه سازمان، دانش و توانایی های منابع انسانی خود را به طور انفرادی، تیمی و در سطح سازمان، مدیریت کرده، توسعه داده و مورد بهره برداری قرار می دهد و آنها را به گونه ای برنامه ریزی می نماید که خط مشی و استراتژی سازمان و اجرای مؤثر فرآیندها مورد پشتیبانی قرار گیرند.
    4- شراکت ها و منافع: در اینجا مشخص می گردد که چگونه سازمان، شرکای خارجی و منابع داخلی خود را مدیریت می نماید تا از خط مشی و استراتژی سازمان و اجرای مؤثر فرآیندهای سازمان حمایت گردد.
    5- فرآیندها: در اینجا مشخص می گردد که چگونه سازمان فرآیندها را طراحی و مدیریت نموده و بهبود می دهد تا از خط مشی و استراتژی سازمان حمایت گردد و ضمن جلب رضایت کامل برای مشتریان و دیگر ذی نفعان، به طور روزافزون برای آنها ایجاد ارزش نماید.
    6- نتایج مشتریان: در اینجا مشخص می گردد که سازمان در ارتباط با مشتریان بیرونی خود چه نتایجی به دست می آورد.
    7- نتایج منابع انسانی: در اینجا مشخص می گردد که سازمان در ارتباط با منابع انسانی خود چه نتایجی به دست می آورد.
    8- نتایج جامعه: در اینجا مشخص می گردد که سازمان در ارتباط با جامعه محلی و بین المللی چه نتایجی به دست می آورد.
    9- نتایج کلیدی عملکرد: در اینجا مشخص می گردد که سازمان در ارتباط با عملکرد برنامه ریزی شده خود چه نتایجی می گیرد.
 
نویسنده: دکتر علی محمد گودرزی - مدرس دانشگاه


#کاشی سنتی
#کاشی سنتی رنجبران
#کاشی مسجد
#قیمت کاشی سنتی
#کاشی تزئینی
#تولید کاشی سنتی
#کاشی محراب
1400/07/20
بالا