کاشی سنتی رنجبران

صفحه اصلی  |  مقاله ها  |  بررسی آثار معماری معاصر در مشهد
بررسی آثار معماری معاصر در مشهد
 


آثار معماری معاصر مشهد

معماری معاصر مشهد(بخش اول)

 

همانطوریکه در پروژه های معرفی و بررسی آثار معماران معاصر مشهد (که توسط تیمهای دانشجویی در حال انجام است) بدنبال شناسایی کالبدی معماری معاصر مشهد هستیم ، از طرفی دیگر با طرح نظری مباحث ، بدنبال پایگاه تئوریک این پروژه بوده و سعی برآن داریم با پیشبرد دو محور نظری و عملی ، به ارتقا کیفیت مطالعات آزمایشی (Pilot Study) نائل شویم. لذا با این مقدمه ،سلسله مباحث نظری معماری معاصر مشهد را آغاز نموده و مطابق معمول پذیرای نظر کلیه علاقمندان می باشیم .

مبحث معماری معاصر مشهد را شاید بتوان از دو منظر بررسی نمود ؛

 

الف ) با تکیه بر این ویژگی معماری که آیینه تمام نمای جامعه خود است (سرمایه گذار ، متقاضی ،کارفرما ، طراح ، سازنده ، بهره بردار و ...... ) ، به جای بحث بر سر معماری معاصر مشهد به جامعه معاصر مشهد و از آنجا جامعه معاصر ایران بپردازیم و با شناخت و بررسی تمایلات ، امکانات و خاستگاههای عمومی این جامعه ، معماری را معلول طبیعی این نیروهای اجتماعی بدانیم . طبعاً زمینه بحث در اینجا حول موضوعات جامعه و کنشهای اجتماعی خواهد بود و شاید تا حدودی خارج از تخصص معماری .

 

ب ) و یا آنکه بصورت دقیق به مباحث فضایی- کالبدی معماری معاصر در مشهد پرداخته و به بررسی ساخت و سازها بپردازیم .در این مسیر کلیه دست اندرکاران ساخت و ساز معماری مشهد در دایره این شناسایی و بررسی قرار می گیرند که در یک دسته بندی کلی می توان به سه بخش ایشان را تقسیم نمود ؛

دسته اول : معماران حقیقی ؛ یعنی آندسته از معمارانی که در حال حاضر به صورت یک فرد در جامعه حرفه ای مشغول به کار هستند و در قالب اسم حقیقی خود شناخته می شوند .

دسته دوم : معماران حقوقی ؛ تیمهای مشاوره و طراحی که در قالب مهندسین مشاور دارای هویت حرفه ای هستند و شاید بتوان گفت بارزترین تفاوت ایشان با گروه اول ، مقیاس پروژه های ایشان می باشد .

دسته سوم : معماران حقیقی و یا حقوقی که بومی (مشهدی ) نیستند و در مشهد بنایی را خلق نموده اند .(در معماری معاصر مشهد حضور مهندسین مشاور (معماران حقوقی)از معماران حقیقی پررنگتر بوده است .)

 

شاید بتوان منظر دوم را نیز به نوعی زیر مجموعه موضوع اول دانست ،چراکه معتقدیم ، دسته بندی معماران و دست اندرکاران طراحی و ساخت و ساز بناها به شکلی ، تقسیم بندی بخشی از تخصصهای یک جامعه است و این متخصصین قبل از داشتن حرفه ای خاص ، فردی از یک اجتماع بحساب می آیند و می توان مباحث مربوط به تعاملات اجتماعی را بر آنان نیز جاری و ساری دانست .

لذا با فرض قبول این مطلب ، در ادامه بحث درآمیختگی و رفت و برگشت میان این دو موضوع را موجه می دانیم و تفکیک موضوع معماری معاصر مشهد را به این دو عنوان ، بیشتر در جهت روشن شدن بحث بر اساس روشی تجزیه گرا ، مورد توجه قرار می دهیم .

 

موضوع اول (معماری آیینه جامعه )

 

پیوستگی و یکپارچگی معماری با حوزه اندیشه و بیان چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی ، باعث ارتباط مستقیم معماری با جامعه مخاطب خود می گردد .

در اینجا معماری در حکم ظرف و قالب بیانی (شکلی) ، بینشها و ذهنیات حاکم بر جامعه تحت عنوان مظروف می باشد ( از کوزه همان برون تراود که دروست) .

معماری تجسم آمال ، آرزوها ، افکار ،تصورات و شاخص فرهنگی جامعه است .

مردم خواسته و ناخواسته دیدگاهها و طرز فکر خود را در معماری خانه ها و ساختمانهای خود به نمایش می گذارند و ساختمانها حامل پیامهایی هستند که الفبای آن ، در زبان و ادبیات معماری قابل شرح و بسط است .

(یکبار دیگر ناگزیر از این توضیح هستیم که وقتی صحبت از مردم و خواسته هایشان به میان می آید ، تصوری عام از مردم یعنی یک اجتماع از انسانها را در نظر داشته و کلیه آحاد یک جامعه و طبعاً معماران نیز در آن حضور دارند .)

وقتی از این منظر به معماری نگاه می کنیم ، دیگر چندان تفاوتی بین معماری و مردم و سلائق و علائق وجود نخواهد داشت و معماری بیانی ، زبان حال و تصویری از جامعه خواهد بود .

در یک چنین حالتی ، هر ناظری با حضور در فضاهای مصنوع (ساخت بشر) یک جامعه ، پی به روحیات حاکم برآن اجتماع خواهد برد .این مجموعه فضایی کالبدی ،محصول و برآیند تمامی کنشها و واکنشهای اجتماعی حاکم بر روند شگل گیری خود می باشد و در واقع می توان گفت فضاهای ساخته شده ، شاهدی هستند بر جریانات جمعی حاکم بر موجودیت خود .

به نقل قول از مرحوم حسن فتحی " ساختمانها فرم چند بعدی جامعه را به خود می گیرند ."

با این مقدمه به سراغ معماری معاصر مشهد و جامعه معاصر مشهد می آییم ، با این توجه که جامعه معاصر مشهد جرئی از جامعه معاصر ایران می باشد .

اجازه بدهید در خصوص جوامع انسانی به ذکر چند مطلب بپردازیم ؛

با توجه به میزان بالای اطلاعات و ارتباطات در جوامع کنونی ، تقریباً می توان مطمئن بود که جامعه ای ایزوله (مجزا) و یا مستقل در حال حاضر وجود ندارد و جوامع انسانی معاصر در زنجیره ای از تعاملات بی پایان ، سیر تحول خود را طی می نمایند . بدون آنکه ادعایی خاص در مورد نظریات جامعه شناختی داشته باشیم ، می توانیم این فرض را مطرح کنیم که جوامع انسانی در هر کجای جهان که باشند ، تحت تاثیر یک جریان عمومی و کلی قرار دارند که در اینجا تحت عنوان "دوره یا عصر صنعتی " از آن نام می بریم .صاحب نظران براین باورند که در عصر صنعتی ،مقتضیات و مختصات زندگی انسان با دوره ماقبل آن یعنی عصر کشاورزی تفاوتهای بعضاً بنیادی پیدا نموده که آثار آن را می توان بصورت تغییراتی در الگوی زندگی معاصر ، مناسبات اجتماعی ، اقتصاد و نحوه معیشت ، نهاد خانواده و سایر موارد مشاهده کرد . از دید کلان (ماکرو ) این تغییرات بر جوامع انسانی با رشدی فزاینده حضور می یابند و ازنتایج عمومی این عصر یک شکلی الگوی زندگی و حذف تنوعات و تمایزات منطقه ای است . ( می توان به ضرباهنگ تندشونده این تغییر و تحولات به اینگونه اشاره نمود که نمونه آن حذف تدریجی زبان مشترک بین نسلها یعنی والدین با فرزندان خود می باشد ،که به علت تجربیات و تصورات کاملاً متفاوت از زندگی ،ناشی از بالا رفتن سرعت تحول در شرایط عمومی زیستن است .)

از طرف دیگر وقتی با دید جز یا خردنگر(میکرو ) ،به زمینه و بوم گرایی یک جامعه توجه می کنیم ، به تمایزات ، تنوعات و اختلافهایی برخورد می کنیم که حتی بین دو انسان به علت خلقت متفاوت وجود دارد و در یک سیر جمع گرا با تفاوتهای طبیعی و حیاتی در مجموعه های انسانی مواجه می شویم که می توان گفت ، کاملاً باارزشند .از این زاویه هر جامعه ای که در زیر یک چتر فرهنگی قرار دارد ، اولین کلونی و نخستین گروهی است که آن را می توانیم یک مجموعه واحد با یک هدف و تقدیر اجتماعی بحساب آورده و از اینجا خطوط تفکیک و تمایز را آشکار سازیم .ادوارد ساپیر (جامعه شناس) می گوید ؛" جامعه در حقیقت یک اصطلاح فرهنگی است که افراد به نسبت روابطی که با یکدیگر دارند ،برای بیان برخی از صور رفتارهای خود بکار می برند" . به این علت هر جامعه حتی کوچک و ناشناخته ای به اعتبار فرهنگ متمایز خود ،قابل تمیز ،تشخیص و تعریف می باشد و لذا حقوق آن محترم و پابرجاست .

پس در یک جریان دو طرفه از کل به جز و بالعکس ، هر جامعه ای در آن واحد تحت اثر دو نیرو می باشد ؛ نیروهای بالادست حاکم که مقیاسی جهانی دارند و هیچ جامعه ولو دورافتاده ای را نیز از آن گریزی نیست و نیروهای درون زای خود جوش و خود تنظیم که خاستگاه منطقه ای و بومی داشته و با جریان زندگی تک تک اعضا یک جامعه پیوندی بنیادی دارد




#کاشی سنتی#قیمت کاشی سنتی#کاشی مسجد#کاشی تزئینی#کاشی محراب#تولید کننده کاشی سنتی#فروش کاسی سنتی#کاشی حسینبه#کاشی سر درب
1399/10/10
بالا