کاشی سنتی رنجبران

صفحه اصلی  |  مقاله ها  |  امنیت اطلاعات تجاری
امنیت اطلاعات تجاری
 

حفاظت از اطلاعات تجاری
سالها پیش ، بایک شرکت تجاری همکاری داشتم که در دوره ای ، وضعیت بسیار بحرانی پیدا کرده بود، اینکه میگویم وضعیت بحرانی به این دلیل است که شرکت که در آن زمان در حال پاگرفتن بود ، سرمایه عظیمی را صرف ایجاد جهش های تجاری میکرد تا بتواند خود را نسبت به رقبایش در بازار ، از رقبا متمایز کند ، این کار هم به سادگی انجام پذیر نبود ، ابتدا با یک موسسه تحقیقات بازار قراردادهای کلانی می بست و نتایج تحقیقات انجام شده را به موسسه دیگری میسپرد تا نتایج بدست آمده را تائید کند ، سپس سرمایه انبوهی را برای به اجرا در آوردن تصمیماتش بکار میبست ، اما همزمان با اجرای این تصمیمات ، یکی از رقبای بارز شرکت ، با همان پلان ، اقدامات مشابهی انجام میداد ! ابتدا به شرکتهای تحقیقات بازار مشکوک شدیم ، موسسات را چندبار تغییر دادیم و البته شرکت رقیب هم با هوشمندی خاصی توانست در چند مورد مارا فریب بدهد و در یکی- دو مورد تغییراتی در کارهایش ایجاد کرد، اما بعد از مدتی دوباره همراهمان شد! 
روزی مدیرعامل شرکت منرا احضار کرد و بصورت محرمانه موضوعی را به من گوشزد کرد : نشت اطلاعات تجاری حیاتی شرکت. به عقیده ایشان ، میبایستی دایره افراد در جریان اطلاعات حیاتی شرکت را محدود میکردیم تا اطلاعات ریسک کمتری داشته باشد. این کار راهم کردیم ، اطلاعات را بسیار محدود کردیم و کلیه اطلاعات تجاری شرکت را طبقه بندی کردیم. و برای هر طبقه از اطلاعات ، افراد بخصوصی را تعیین کردیم و البته برای اطلاعات حیاتی که پراهمیت ترین اطلاعات شرکت به شمار میرفتند ، فقط عده بخصوصی از کارشناسان ارشد ، مدیران و البته اعضاء هیات مدیره را مجاز تعیین کردیم. و این بار ( البته با مقدار بسیار زیادی احتیاط ) شرکت رقیب بازهم پایش را جای پای ماگذاشت! واقعا کلافه شده بودم ، مخصوصا که مسولیت پروژه طبقه بندی و حفاظت از اطلاعات تجاری شرکت هم به عهده من گذاشته شده بود ، اینطور که پیش میرفت تمام سرمایه های شرکت ، به باد میرفت و نه تنها سودی عاید شرکت نمیشد ، عواید کلانی هم برای مهم ترین رقیب شرکت به بار می آورد. این بار بعد از یکی از جلسات هیات مدیره ( که اغلب اعضاء هیات مدیره در کمال ناامیدی از آن بیرون آمدند) رئیس هیات مدیره شرکت ، جلسه بسیار دوستانه ای بامن ترتیب داد و خیلی غیر رسمی به من فهماند که اعضاء هیات مدیره به ایشان اختیارتام داده اند تا طرف مدت بسیار کوتاهی مساله را ختم کند ، و مخلص کلام اینکه ایشان هم به من فهماند که از تمام اختیارات قانونی و فراقانونی اش استفاده میکندتا این امر به نتیجه برسد ، هیات مدیره و حتی شخص مدیرعامل ، خود را بصورت دربست در اختیار ایشان قرارداده بودند ، حتی ایشان بمن فهماند که مدیرعامل به ایشان اختیار داده کلیه تماسهای تلفنی وی در شرکت را کنترل کند و حتی آمد و رفت های خارج از شرکتش را نیز تحت نظر قرار بدهد!
 خوشبختانه چون من هیچگاه از اطلاعات فنی شرکت سر در نمی آورده ، هیچ علاقه ای هم به دانستن آنها نداشتم و لذا مورد سوء ظن نبودم. از فردای آنروز شروع کردیم ، البته هیچگاه به اعضاء هیات مدیره نرسیدم ولی حتی تلفنهای شخص مدیرعامل را نیز کنترل کردیم و بالاخره پس از 15 روز به نتیجه رسیدیم . . . بعد از آن جریان وقتی نتیجه غیرقابل باور تحقیقاتمان را باطلاع هیات مدیره شرکت رساندیم ، متاسفانه نه تنها از تیم تحقیق تشکر نکردند بلکه غرولندهایشان را هم میشنیدم که میگفتند "ما گفتیم حتی اگر مجبور شدید این کار راهم بکنید ولی نمیدانستیم واقعا در عمل هم مارا کنترل خواهیدکرد مگر اینجا وزارت . . . است؟" و خلاصه اینکه نه تنها قدر ندانستند ، بلکه هنوز هم وقتی مدیرعامل سابق شرکت و یا بعضی از اعضاء هیات مدیره را که از اساتید بزرگوارم هستند میبینم ،اگر صحبت از آن قضیه بشود ، محال است گلایه نکنند یا حداقل متلکی نگویند.
 البته آن زمان هنوز اینترنت و امکانات مرتبط با این شبکه ، وارد محیط های اداری نشده بود ، والا حتم دارم که به این زودی ها به نتیجه نمیرسیدم ، اما امروز وقتی این خبر را (لینک بالای صفحه)در بازتاب خواندم ، فهمیدم که قطعا شیوه کنترل اطلاعات تجاری ، حکمتی دارد که پیش کسوتهای کسب وکار ، آنرا پیش گرفته اند. درآینده نزدیک ، در مورد مدیریت اطلاعات تجاری و نتایجی موفقیت آمیزی که برایم داشته ، بیشتر خواهم نوشت.


#کاشی سنتی
#کاشی سنتی رنجبران
#کاشی مسجد
#کاشی حسینیه
#قیمت کاشی سنتی


1400/06/20
بالا