کاشی سنتی رنجبران

صفحه اصلی  |  مقاله ها  |  فرهنگ معماری
فرهنگ معماری
 

گروه پژوهش _ لزوم احیای ارزش های بافت های تاریخی از دیرباز مورد توجه بوده و کشورهای پیشرفته جهان با اجرای برنامه ها و دستورالعمل های خاص، به رونق بافت ها و نواحی با ارزش قدیمی خود همت گماشته و هویت فرهنگی گذشته خود را دوباره زنده کرده اند.
امر احیا و حفاظت از بافت های با ارزش تاریخی از اجزای پیکره فرهنگی جامعه به شمار می آید و تحقق آن به فعالیت های فرهنگی مداوم نیاز دارد، زیرا میراث تاریخی تبلور فرهنگ گذشته و صیانت آینده هر جامعه است. در این نوشتار، سعی شده تا با تاکید بر بهسازی و مناسب سازی محیط های شهری طی برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت، به نقش سازنده سازمان های ذی ربط اشاره شود، تا با روشن شدن مسئولیت های مرتبط و همکاری های مستمر آنها، کار احیای ارزش های تاریخی (که در این گفتار بیشتر تاکید بر احیا و مرمت بافت ها و بناهای با ارزش است)، در چارچوب ضوابط و دیوان سالاری متداول و دست و پاگیر دستخوش مشکل و معضل نشود.
بدون شک، نقش و مشارکت مردم در امر بازسازی و احیای ارزش ها اهمیت خاصی داشته و بدون مشارکت مردم امر بازسازی موفق نخواهد بود و سرمایه گذاری های کلانی را طلب می کند. چنانچه در امر بازسازی خود مردم شریک و همراه باشند، اجرای برنامه ها سریع تر به نتیجه می رسد. تجربه جهانی نشان می دهد که هر چه مردم به ارزش این آثار آگاه باشند، در جهت احیا و نگهداری آن بیشتر می کوشند. در واقع،‌ هسته تاریخی شهرها و بافت های با ارزش، علاوه بر محتوای فرهنگی و معنوی خود به منزله سرمایه های عظیم اقتصادی شمرده می شوند و در این سرمایه مردم شریک و سهیم اند و مشارکت آنها می تواند امر بازسازی را به نتایج چشمگیری هدایت کند.
احیا و هویت بخشیدن به آثار با ارزش باعث رونق و پویایی گذشته خواهد شد. لازم است دولت به سرمایه گذارای های لازم همراه با مشارکت مردم همت گمارده تا ارزش های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دوباره در هسته تاریخی شهرها زنده و فعال شوند. باید گفت که در روند تنوع بخشی و تجدید سازمان در این مکان ها باید چنان عمل شود که هویت و اصالت آنها از دست نرود. در این مقاله، سعی شده رابطه فرهنگ، میراث تاریخی و احیای ارزش های گذشته و تجدید حیات و امر بهسازی و مناسب سازی محیط و ارزش های اقتصادی مورد بحث قرار گیرد.
پیشینه حفاظت آثار تاریخی و میراث فرهنگی به بیش از پانصد سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد.داریوش شاه در کتیبه ای از آیندگان می خواهد که آنچه را او بر جای نهاده است تخرب نکنند. کتیبه هایی نیز به عنوان نمونه های دیگر در ستون های کاخ آپادانا در تخت جمشید، برای اطلاع آیندگان از احوال، حفظ آثار و شرایط فرهنگی و آداب و رسوم و زندگی مردم آن زمان در اعماق دو متری زمین یافت شده است.
در دوران گذشته، اعتقاد و باورهای مردم، نگهداری و حفظ بناها و آثار با ارزش را تضمین می کرده است. روش های گوناگونی در زمینه نگهداری آثار تجربه شده است،‌ یکی از این روش ها، فرهنگ وقف است که روش های آن در وقف نامه ها آمده است. نخستین تکلیفی که برای متولی در این وقف نامه ها منعکس شده، همانا حفاظت، نگهداری و مرمت مورد وقف است.

رابطه فرهنگ و میراث تاریخی

میراث تاریخی، در واقع صورت ظاهری کالبدی فرهنگ است. فرهنگ رکن و اساس هر جامعه پیشرفته را تشکیل می دهد چنان چه فرهنگ در جامعه گسترش یافت، میراث آن نیز حفظ خواهد شد. در صورتی که جامعه ای به اصل پیشرفت فرهنگ مردم آن توجه نداشته باشد، آحاد آن جامعه نمی توانند ارزش های خود را باور کنند و نگهداری و مرمت و ارزش های بافت ها و آثار خود را جدی نمی گیرند و اعتقادی هم به آن نخواهند داشت. توجه کشورهای پیشرفته به حفاظت از آثار خود، نشانه رشد فرهنگی و ارج نهادن به میراث کهن و نهایتا احیا و مرمت آثار با ارزش است. در این رهگذر، ارزش های پر دامنه نهفته در بطن میراث فرهنگی کشف می شود و آگاهی و رهیافت های ارزش های علمی و فرهنگی به شناخت این ارزش های نهفته و پایدار در میراث تاریخی منجر خواهد شد.
به این ترتیب، بهره وری فرهنگی کارآمد از فضاهای احیا شده، با توجه به مراتب اجتماعی شهروندان، می تواند محیط ها و فضاهای شهری را زنده و پویا کند و جان و روح دوباره در کالبد آنها بدمد. برگشت علاقه و دلبستگی شهروندان به فرهنگ و فضاهای با ارزش شهری سبب می شود که هویت مکانی و اجتماعی دوباره زنده شود. در این صورت است که با رشد فرهنگ و اعتقاد و باورهای مردم، آمادگی برای احیا و مرمت شتاب می گیرد و نوآوری از دل جامعه جوانه خواهد زد. لاجرم، احیا و توسعه درون شهری در بافت های با ارزش، به جلب سرمایه و ایجاد تحرک اقتصادی و رویکرد جهانگردان و پژوهشگران به کشور خواهد انجامید.

پیشینه تاریخی

از دهه 1960 ارزش محیط های سنتی به گونه ای فزاینده در تقابل با محیط های نوگرا باز شناخته شد. در این میان، بخصوص شناخت مشخصه ها و کیفیت های محیط مصنوع و ویژگی های فرهنگی و تاریخی آن به خوبی نمایان شد که این توجه، سرانجام به هواداری از حفاظت محیط زیست و فعالیت در این حوزه انجامید. در این امتداد، گرایش فزاینده ای نیز در محدوده های زیستگاهی نسبت به مرمت در مقابله با تخریب شکل گرفت.
به واسطه این گونه مرمت ها در محله ها، در کنار پرداختن به مرمت مسکن به جای تخریب و از نو ساختن آن، بحث های اقتصادی همزمان نیز درگرفت. سیر این تحول تاریخی به این جا کشید که ارزش های معماری باید حفظ شوند در هر حال وقتی صحبت از تک بناها مطرح باشد، آنها باید حفظ شوند و چنانچه بر سر هسته کامل بافت های با ارزش شهری باشد، باید جمله آنها به طور کامل حفاظت و بهسازی شوند. در این ارتباط، کسانی نیز نظیر جان راسکین و ویلیام موریس و هنرمندان و صاحبنظران دیگری، به تشکیل جمعیت حفاظت از بافت ها و بناهای تاریخی اقدام کردند. از سویی دیگر، در منشور آتن نیز در نگهداری و صیانت ارزش های تاریخی تاکید شده و در پی آن، پایه گذاران منشور آتن و کنگره سیام در چارچوب تاکیدها و مفاد منشور آتن، فعالیت و اقدامات مهمی را انجام دادند که از آن جمله می شود فعالیت ها و نظرهای لکوربوزیه را برشمرد.
احیای ارزش ها و جلوه های گذشته

برای احیا و نگهداری ارزش های گذشته، باید آنها را شناخت و در فهم ضرایب مستور این جلوه های وصف ناشدنی کوشید، زیرا معماری هر مرز و بومی بی گمان پاسخ منطقی و کارکردی به طبیعت و اقلیم آن دیار است. در همه دوره ها آسایش و فضا مطرح بوده است. حضور عوامل آسایش زا در چارچوب معماری، جلوه های معمارانه یافته اند. معماری از حضور باد برای تامین آسایش بهره برده است. می توان به کمک جلوه ها و مشخصه های معماری کهن، ویژگی های بصری را به عنوان شاخصه های چشمگیر نام برد. نور، چشم انداز، جهت و مقیاس تناسبات جملگی از جلوه های شگفت انگیز معماری با ارزش گذشته به شمار می آیند. جلوه هایی که تداوم یافته و روحی در کالبد معماری نامیده اند تا جان بگیرد و خلاقیت و هویت وصف ناشدنی خود را تکرار کند. این همان هویت خاص متفاوت معماری ایران است. طبعا این تفاوت ها زاییده نوع ادراک معمار از مساله و توانایی او در ارایه پاسخ است، وقتی طراح پل خاجو عبور ساده از روی آب را به یک سمفونی فضایی تبدیل می کند. عمق دریافت و توانایی عرضه حداکثر جمال، جلال و کمال در اثر خویش است و جالب این است که این کار را با طعمی ایرانی انجام می دهد که از راه غور در ساختمان های گوناگون روح و فرهنگ ایرانی مشاهده می گردد. غور در ادبیات، مشق چشم با آثار، مانوس شدن با نواها، تعمق در خلقیات و هر تلاش دیگری که امکان چنین حضوری را فراهم نماید، ممد کار سالک از این طریق تواند بود. بزرگترین مشخصه معماری ایرانی، ایرانی بودن آن است و برای ایرانی بودن باید عمیقا و تنها ایرانی بود.
توسعه درون شهری و تجدید حیات

در کشورهای پیشرفته، توسعه درون شهری و احیا و توجه به بافت های تاریخی، پیشینه ای بس طولانی دارد. در این رهگذر،‌ طرح ها و آرای منطقی همیشه وجود داشته و به طور مستمر بحث و نظریه های گوناگون ارایه شده است، که زمان عامل اصلی اجرای این گونه اقدامات در ارتباط با طرح ها است، و نقش اساسی و مهمی را ایفا می کند. زمان اجرای چنین طرح هایی در بافت های قدیمی نباید به درازا کشیده شود، چرا که متوقف شدن کار در چنین محیط هایی به دلسردی و سرخوردگی مردم و سرمایه گذاران بخش خصوصی در آن می انجامد. هر چه کار سریع تر به ثمر بنشیند،‌ آغاز مراحل بعدی باعث استقبال بیشتر و دلگرمی مردم به امر مشارکت و نوسازی خواهد شد.
تنوع بخشی کارکردی و تجدید سازمان در حیات شهری بافت های تاریخی باید در زمینه تسهیلات و تنوع پذیری چشم اندازها به مکانی جذاب تبدیل شوند، که در روند آن بازده سرمایه گذاری به طور قطعی تامین و راه برای برنامه ریزی و استمرار تجدید حیات دوباره از بافت های تاریخی خود هموار شود.
شناخت عملکرد ها و کشف و احیای ضرایب مستور در بناها و بافت های تاریخی، خود مستلزم دانایی و تحقیق و تجربه ای است که لزوم توجه و آگاهی به آن در بازسازی و نوسازی پروژه های مرمتی حائز اهمیت است. بدون شناخت و کشف این اصول، هرگونه تغییری در عملکردها به بیراهه کشاندن فرهنگ و آداب و رسوم، و حیات زندگی گذشتگان است.
شناخت ارزش های فرهنگی و بررسی ویژگی های آن به منظور ملاحظات مرمتی و احیا با حفظ هویت فرهنگی بافت، مستلزم اتخاذ سیاست ها و ارایه راه حل های فراگیر پایدار و مستمر در احیای بافت های با ارزش است.
تلاش در جهت احیا در محله های تاریخی شهری باید در چارچوب بافت و محیطی حساس صورت پذیرد، تا واکنش های مثبت خود را بروز دهند. در این صورت فرآیندهای حفاظت، صیانت و بهسازی محله های تاریخی در روند تجدید حیات خود به محیطی سرزنده و فعال و پویا تبدیل می شوند.
تفاهم و هم سویی نظرهای مردم و مسئولان به توفیق برنامه های مرمتی کمک موثری می کند؛ اگر این توفیق دست دهد، راه برای ادامه مرمت بافت های قدیمی شهر و توسعه پایدار آن هموار خواهد شد. بهسازی و مناسب سازی محیط مهمترین ضرورت توجه به سیمای کالبدی بافت های تاریخی، توجه به فرسودگی روزافزون آن است که جلوگیری از تداوم این روند، تدوین برنامه ها و طرح های ضربتی و عاجلی را طلب می کند، تا از تهدیدهای زیست محیطی و نابودی آن جلوگیری شود. هر گاه به سرعت به مناسب سازی محیط پرداخته و به شرایط زندگی امروز توجه نشود، محیط های تاریخی و با ارزش به فضاهای خالی از سکنه و بی روح و بی ثمر تبدیل خواهند شد. حاصل این گونه بی توجهی، سوق دادن این محیط در جهت تبدیل آن به محله های ناامن، فاسد و خالی از سکنه است. ضرورت های اجتماعی محلی در بهسازی بافت قدیم عمدتا ناشی از تخلیه تدریجی محل از ساکنان قدیمی، و مهاجرت اقشار اجتماعی اصیل مناطق قدیمی، و جایگزینی آنها با مهاجرین کم درآمد است که فاقد هرگونه وابستگی به این مناطق هستند. از سوی دیگر، پیشگیری از بروز و گسترش انواع بزهکاری های اجتماعی و واگذاری بافت های قدیمی به فعالیت های خاص و رده پایین، باعث کاستن ارزش های فرهنگی نهفته در آن شده است. بررسی دلایل نارضایتی از زندگی در بافت قدیم، نشان می دهد که علت اصلی نامطلوب بودن بافت تاریخی، علاوه بر فقدان دسترسی و خدمات لازم و مناسب، وجود و حضور بزهکاران و معتادان نیز از عوامل مهم بوده اند. باید گفت که اقدام به بهسازی در بافت های با ارزش و واجد پیشینه های تاریخی، چنانچه به صورت کلی و همه سونگر در زمینه برنامه ریزی سازمان فضایی آن و هم گام و هماهنگ با بقیه ارکان پیرامونی اش، صورت نگیرد و فقط به صورت مقطعی و موضعی به آن نگریسته شود، به نتیجه جامع و پایداری نخواهد انجامید. بافت قدیم، به صورت زنجیروار با فعالیت ها و عملکردهای همجوارش دمساز است، و از نظام سلسله مراتب عملکردی فضاهای شهری پیروی می کند. در برنامه ریزی احیای بافت های قدیمی، باید به دو برنامه کوتاه و بلند مدت توجه کرد. برای احیای بافت های قدیمی، اقدام به نگهداری و جلوگیری از تاثیر عوامل فرسایش و ویرانگر آن، در اولویت نخست یا کوتاه مدت قرار می گیرد. در برنامه های بلندمدت، که سیر و روند کار احیا و بازسازی مطابق برنامه ها و نیازهای نواحی به فضاهای لازم و ضروری تعیین می شود و سیمای آتی را رقم می زند، بهتر است به صورت محرمانه انجام پذیرد تا با عوامل تخریب گر مالکین در جهت از بین بردن ارزش های فرهنگی بناها مواجه نشود. سازمان اجرایی محدوده طرح باید در زمینه مسائل حقوقی کلیه سازمان ها و تشکیلاتی که مستقیما با بافت تاریخی ارتباط پیدا می کنند، آنها را با برنامه های خود مطلع کنند و نمایندگانی از آنها را به منظور همکاری و همفکری در سیر و روند احیا و نوسازی سهیم و شریک کند. کلیه سازمان های دولتی،‌ نظیر وزارت نیرو، شهرداری ها و مسکن و شهرسازی و سایر نیروها را برای به کار انداختن سازوکارهای لازم و کاستن از روند طولانی دیوان سالاری مبتلا به دست و پاگیر امر توسعه، به همکاری دعوت کنند. سیاست های فراگیر و مشارکت مردم بنابراین، برای حفظ و تقویت هویت موجود و مدد رساندن به ایجاد هویتی جدید، ضروری است که شهرها سیاست های فراگیر را برای وجوه حیاتی چشم انداز شهری خود تدوین کنند. میراث های قدیمی و یادمان گذشته را احیا کنند و در تقویت و نگهداری آنها بکوشند. بناهای تاریخی شهرها یادآور فرهنگ تمدن های شهری گذشته اند و حفاظت از تک بناها یا مجموعه بناهای مهم برای حفظ تداوم بصری و اجتماعی شهرهایمان امری حیاتی است. این میراث عظیم فرهنگی منشا الهام و راهیابی به حل مشکلات بازسازی بافت های تاریخی خواهد بود که با شناخت فرهنگ غنی به آنچه که میراث پربها و با ارزش گذشتگان است دسترسی می یابیم و بارقه های امید و حیات زنده و پویای مجددی را در آنها زنده کنیم. توفیق ها و هویت بافت های تاریخی گذشته را که ماحصل آن ارتباط نزدیک و تفاهم بین مردم، پژوهشگران و مدیریت شهری یا نظام بوده، دوباره احیا کنیم. در این مورد ایفای نقش و مشارکت مردم بارز است و به عنوان عامل اصلی حصول موفقیت، در نهایت احیای بافت ها و بناهای تاریخی را در پی خواهد داشت. در این راستا، حفاظت و احیای بناها و بافت های با ارزش قدیمی به کاربری های جدید تبدیل می شود و فعالیت مناسب آنها با حیات جدید و روزمره انطباق پیدا می کند. بی گمان احیای بافت و حفاظت از آثار تاریخی، با چشم پوشی از این که نحوه مشارکت فعال مردم را طلب می کند، از آنجا که موضوع و مقوله ای ملی است، دولت باید کمک های ضروری و سرمایه گذاری های اساسی خود در این حوزه را تحقق بخشد و یارانه های لازم را در اختیار این بخش قرار دهد. نمی توان از مردم انتظار داشت که تمام هزینه ها را پرداخت کنند. این هزینه در واقع باید از محل اعتبارات ملی پرداخت شوند تا بعد از احیا شدن بافت های تاریخی، مردم محیط نو و فعال خود را حس کنند. در چارچوب چنین روشی است که انگیزه کار و مشارکت مستمر برای مردم میسر می شود. «در واقع احیای بافت های قدیمی قدرت متمرکز می خواهد که به طور اصولی و منطقی برنامه ریزی و طراحی شوند و قدم اول را به عنوان شروع کار بردارد و مقدمات مشارکت و سهیم شدن مردم را در این برنامه ها پیشنهاد نماید. و ضمن آگاهی دادن به روشن کردن مسائل و تشویق مردم انگیزه همکاری و همفکری را در مردم ایجاد نماید.» می دانیم که تنها بافتی که دستاوردهای قرن ها معماری و شهرسازی و فرهنگ در آن گنجیده شده، بافت تاریخی شهرهاست. منطقه تاریخی و بافت های با ارزش شهرها بسیار در خور توجه و دارای ویژگی خاصی است. این امر گستردگی معیارهای وسیع مداخله در امر حل مشکلات را ترسیم و تعیین می کند، که بخشی از آن مشارکت عظیم مردم ساکن را می طلبد. تجربه دنیا و کشور ما نیز نشان داده که هر چه مردم ارزش این آثار را عمیق تر درک کنند،‌ در جهت نگهداری آن بیشتر می کوشند، و هر چه مسئولان با این ارزش ها و کیفیت آنها آشناتر باشند و بپذیرند که این هم بخشی از فعالیت های عمرانی و اساسی است، طبعا در برپایی و نگهداری آن توفیق بیشتری خواهند داشت. افراد با فضاهایی که در آن زندگی می کنند رابطه فرهنگی برقرار می کنند. بنابراین، امر احیا و حفاظت پدیده ای فرهنگی است و تحقق آن نیاز به فعالیت های فرهنگی دارد. ارزش های اقتصادی و هویت بخشی بناها و هسته های قدیمی و شهرهای سنتی علاوه بر محتوای فرهنگی و معنوی خود، به منزله سرمایه های عظیم اقتصادی نیز تلقی می شوند و تبلور تلاش های مادی و معنوی مردم در طول تاریخ به حساب می آیند. در این ارتباط، بناها و بافت های واجد ارزش، تنها یک موزه کالبدی نیست، بلکه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز در بر می گیرد. سرشت اساسی کالبدی با مجموعه های با ارزش دیرین، شکل گیری هماهنگ، مداوم، پیوسته و یکپارچه آن در گذر زمان است. متاسفانه، در حال حاضر بافت های با ارزش کارایی لازم را در برابر شکل زندگی امروز ندارند و به همین جهت روز به روز فرسوده تر و از کار افتاده تر می شوند. یکی از دلایل عمده ای که باعث می شود بافت های شهرهای بسیاری هویت خود را شتابان از دست دهند، ناتوانی آنها در اتخاذ و به کار بستن سیاست های بصری یکدست بوده است. به عناصر مهمی چون ساختمان های بلند اجازه داده می شود تا بی هیچ دلیلی در شهرها سر برآورند و در اغلب موارد ویژگی های زیبای موجود در حفظ آسمان را از شکل بیندازند. آشفتگی در سیاست گذاری و فقدان سیاست های قاطع در مورد ساختمان های تاریخی، به وارد آمدن ضایعات غیرقابل جبران پردامنه ای به بناهای تاریخی و حتی کل بافت با ارزش تاریخی انجامیده است. اجرای برنامه ها و سیاست گذاری های هماهنگ و کارآمد، به هویت از دست رفت بافت های تاریخی کمک خواهد کرد تا روش و پویایی گذشته خود را به دست آورند. جمع بندی حفاظت ارزش های تاریخی پیشینه بس طولانی دارد و در طول زمان برای احیای این آثار تمهیدات و دستورالعمل هایی مطابق با شرایط زمان و مکان اندیشیده شده است. میراث تاریخی، تبلور فرهنگی گذشته و صیانت آینده هر جامعه است. پیشگامان معماری جهان برای حفظ و احیای ارزش های تاریخی و فرهنگی از دیرباز با برگزاری همایش ها و هم اندیشی ها تلاش کرده اند تا قوانین و بیانیه هایی را برای حفظ ارزش ها وضع و تدوین کنند. باید در نظر داشت که توسعه درون شهری و احیای بافت های تاریخی نباید به طول انجامد، زیرا در غیر این صورت به دلسردی و سرخوردگی ساکنان می انجامد. جمله ابنیه بافت های کهن همساز با شرایط اقلیمی و طبیعی ساخته شده اند و پاسخگوی منطقی و کارکردی نیازها به بهترین وجهی بوده اند. در روند تنوع بخشی و تجدید سازمان بافت های با ارزش، باید چنان عمل شود که این بافت ها هویت و اصالت خود را از دست ندهند. هم سو بودن با آرای مردم به توفیق برنامه های مرمتی و توسعه پایدار مرمت شهری کمک موثری می کند. بهسازی باید با محیط پیرامون هم گام و هماهنگ باشد، و باید توجه داشت که بافت قدیم از نظام سلسله مراتب فضاها پیروی می کند. باید احیا و باز زنده سازی بافت های قدیمی را در طی برنامه های کوتاه مدت اجرا کرد. لازم است دولت در حوزه احیای بافت های با ارزش سرمایه گذاری کند و برای این کار یارانه ها و تسهیلات لازم را از هر جهت فراهم آورد، تا هزینه های جانبی بر دوش مردم نیفتد. در ضمن باید برنامه های تشویقی به منظور ایجاد انگیزه های همکاری و همفکری با مردم را نیز درنظر بگیرد. باید از تجربه های کشورهای پیشرفته بهترین و بیشترین بهره را گرفت. به ارزش های اقتصادی و اجتماعی در بافت نیز باید توجه کافی کرد، چرا که صرفا نباید شکل کالبدی مورد نظر باشد. بی گمان، بازده اقتصادی بافت های با ارزش عدم از کار افتادگی و فرسودگی بافت های تاریخی را تضمین می کند. منابع 1- مجله آبادی، سال پنجم، شماره 19، سال 1374. 2- مجله هفت شهر، شماره 2، سال 1379. 3- مجله آبادی شماره 19، سال 1374. 4- بررسی مسائل از دیدگاه صاحبنظران شهری، خلاصه مذاکرات شورای تخصصی شهر تهران، تدوین دکتر منصور فلامکی. 5- مجله هفت شهر، شماره 4، سال 1380. 6- دکتر هاشم هاشم زاده، اهمیت طراحی شهری در بافت های با ارزش مجله معماری و شهرسازی، شماره 59. 7- Middleton، R، The Architecture And Tradition، 1983.

#کاشی سنتی
#کاشی سنتی رنجبران
#کاشی مسجد
#قیمت کاشی سنتی

1400/01/17
بالا