کاشی سنتی رنجبران

صفحه اصلی  |  آرشـیو اخبـار  |  انواع کاشي و روش ساخت آنها
انواع کاشي و روش ساخت آنها
 
يکي از مهمترين تزئينات معماري در سرزمين‌هاي اسلامي کاشي‌کاري مي‌باشد. 

اين هنر داراي سابقه‌اي طولاني است و ريشه در کهن‌ترين تمدن يعني بين‌النهرين دارد.

 در دوران اوليه اسلامي کاشي‌کاري به صورت تزئينات کوچک در ميان گستره‌اي از سنگ يا آجر قرار مي‌گرفت و به تدريج در سده‌هاي هشتم و نهم (به ويژه در دوره صفويه) به صورت پوشش کامل و گسترده زينت بخش ابنيه مذهبي و غيرمذهبي شد.

ايرانيان تا پيش از رواج کاشي‌کاري (حدود قرن 4 هجري)، بناهاي خود را با نقاشي، رنگ و ديگر آرايه‌ها تزئين مي‌کردند. آن‌گونه که از آثار باستاني ايران مي‌توان نتيجه گرفت، در ايران پيش از اسلام بيشتر از کاشي‌هاي تک‌رنگ و احتمالاً چندرنگ ساده استفاده مي‌شده که با اندک تزئيني همراه بوده است. 

کاشي‌هايي که تا سده‌هاي چهارم و پنجم به کار مي‌رفتند از انواع قليائي بودند و بيشتر با آجرهاي لعاب‌دار براي استحکام ساختمان و نماسازي به کار مي‌رفتند. 

ولي پس از اسلام اين هنر شکل ديگري به خود گرفت. گل و بوته‌هايي که به شکل قرينه در زمينه طراحي مي‌شد و نقوش هندسي که معماران مسلمان ايراني در اين هنر به کار گرفتند، خوشنويسي و نگارگري، زيبائي کاشي‌کاري را بيش از پيش نمايان ساخته و کاشي‌کاري ايران را به اوج خود رسانيد.


سطح کاشي به وسيله لعاب پوشانده مي‌شود.

 لعاب سطحي شيشه مانند است که داراي دو عملکرد تزئيني و کاربردي است. 

کاشي‌هاي لعاب‌دار نه تنها باعث غنا و درخشش سطح معماري مزين به کاشي مي‌شوند بلکه به عنوان عايق ديوارهاي ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل مي‌کنند.




 در دوران عباسي احتمالاً بغداد، کوفه و بصره به توليد کاشي مي‌پرداخته‌اند، ولي شاهدي بر رواج کاشي‌کاري پيش از اين تاريخ در دست نيست. 

صنعت سفالگري عراق در دهه پاياني قرن سوم هجري رو به افول گذاشت و تقليد از توليدات وابسته به پايتخت در بخش‌هاي ديگري از امپراتوري اسلامي مانند راقه در سوريه شمالي و نيشابور در شرق ايران و فسطاط در مصر ادامه يافت.

شبستان گنبددار مسجدجامع قزوين متعلق به سال 509 هجري قمري شامل حاشيه‌اي تزئيني از کاشي‌هاي فيروزه‌اي رنگي کوچک مي‌باشد و از نخستين موارد شناخته شده‌اي است که استفاده از کاشي در تزئينات داخلي بنا را در ايران اسلامي به نمايش مي‌گذارد. 

در قرن ششم هجري، کاشي‌هايي که داراي لعاب‌هاي فيروزه‌اي و لاجوردي بودند با محبوبيتي روزافزون رو‌به‌رو گرديده و به صورت گسترده در کنار آجرهاي بدون لعاب به کار گرفته شدند.


ماده‌ي مورد استفاده براي ساخت کاشي‌ها تا اوايل قرن هفتم هجري از گل بود اما در قرن ششم هجري، ماده‌ي دست‌ساز ديگري به عنوان خمير سنگ يا خمير چيني در مصر و سوريه و ايران معمول و مورد استفاده قرار گرفت.

در دوره حکومت سلجوقيان و در دوره‌اي پيش از آغاز قرن هفتم هجري، توليد کاشي در ايران توسعه‌ي خيره‌کننده‌اي يافت. 

مرکز اصلي توليد، شهر کاشان بود. 

تعداد بسيار زيادي از گونه‌هاي مختلف کاشي چه از نظر فرم و چه از نظر تکنيک ساخت، در اين شهر توليد مي‌شد. 

اشکالي همچون ستاره‌هاي هشت‌گوش و شش‌گوش، چليپا و شش‌ضلعي براي شکيل نمودن از اره‌هاي درون ساختمان‌ها با يکديگر ترکيب مي‌شدند. 

از کاشي‌هاي لوحه مانند در فرم‌هاي مربع يا مستطيل شکل و به صورت حاشيه و کتيبه در قسمت بالائي قاب از اره‌ها استفاده مي‌شد. 

قالب‌ريزي برخي از کاشي‌ها به صورت برجسته انجام مي‌شد در حالي که برخي ديگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئين مي‌شدند.

 در اين دوران از سه تکنيک لعاب تک‌رنگ، رنگ‌آميزي مينائي بر روي لعاب و رنگ‌آميزي زرين‌فام بر روي لعاب استفاده مي‌شد.

انواع کاشي

کاشي از لحاظ مواد تشکيل‌دهنده‌ي آن بر دو نوع است:

1. کاشي گلي که براي تهيه کاشي هفت‌رنگ و زيررنگي استفاده مي‌شود. مواد تشکيل‌دهنده‌ي کاشي گلي از خاک (لاي) است که از رسوبات رودخانه به دست مي‌آيد. اين خاک را از محل جمع‌آوري و به محل خشت زدن حمل مي‌کنند و سپس با مخلوط مقداري گل سرشوي (به خاطر چسبندگي بيشتر) ورز داده و آماده مي‌سازند.

2. کاشي جسمي که براي ساختن کاشي «نره» و کاشي «معرق» استفاده مي‌شود.

 مواد تشکيل دهنده‌ي کاشي جسمي عبارت است از: آبگينه، سنگ سيليس يا سنگ چخماق (براي استحکام بيشتر)، گل سرشور يا گل جوراب براي چسبندگي بيشتر، که مي‌بايست مقدار درصد آنها متناسب باشد زيرا با کم و زياد شدن کاشي مطلوب به دست نخواهد آمد.

 مثلاً با افزايش مواد شيشه‌اي، جنس کاشي محکم شده ولي در عوض در تهيه کاشي معرق مورد استفاده نخواهد بود زيرا به آساني قابل سايش نيست يا اگر سنگ سيليس آن را زياد کنند، کاشي پخته شده به صورت بسيار ترد و شکننده درآمده و استحکام نخواهد داشت.

 کاشي جسمي برعکس کاشي گلي احتياج به (خوم‌پز) شدن ندارد و کاشي و لعاب يک‌بار بيشتر به کوره نمي‌روند.

کاشي زرين‌فام

از انواع کاشي‌هاي تزئيني دوره اسلامي، که سابقه ساخت و استفاده از آن در تزئين معماري به قرون اوليه اسلامي باز مي‌گردد، نوع طلائي يا زرين‌فام است. 

توليد کاشي طلائي نيز همانند سفالينه زرين‌فام پس از اندک زماني در قرون اوليه اسلامي متروک شد.

لعاب زرين‌فام در قرن دوم هجري در مصر براي تزئين شيشه به کار برده مي‌شد ولي توسعه تدريجي ساخت کاشي زرين‌فام و استفاده از آن در معماري به ويژه در بناهاي مذهبي ايران از اواخر دوره سلجوقيان آغاز گرديد، و در دوره‌هاي خوارزمشاهيان و به خصوص ايلخانيان به اوج و ترقي رسيد و تحول چشمگيري در آن به وجود آمد. 

تصاوير نقش گرفته بر اين نوع کاشي بيشتر اشکال انساني، حيواني، گياهي و هندسي را در بر مي‌گيرد.

 همچنين نگارش شيوه‌هاي متفاوت و موزوني از اشعار فارسي، ضرب‌المثل‌ها، احاديثي از پيغمبر اکرم و ائمه اطهار از ديگر تزئيناتي مي‌باشند که عموماً بر دور و لبه‌ي کاشي‌ها شکل گرفته‌اند.

(محمد يوسف کياني، سفال ايراني، پيشين ،ص 136-135)

از آنجا که نقوش انساني و حيواني در اين نوع کاشي مورد استفاده قرار مي‌گرفته لذا در تزئين ابنيه غيرمذهبي هم کاربرد داشته است. 

از جرجان، ساوه و سلطانيه به عنوان مراکز مهم ساخت کاشي زرين‌فام نام برده‌اند. مهمترين مرکز ساخت کاشي زرين‌فام در کاشان بوده است.

 ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن علي بن ابي طاهر، مورخ دربار ايلخانيان و يکي از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، توضيحاتي را در خصوص برخي روش‌هاي توليد کاشي، نگاشته است.

 طبق گفته «ابوالقاسم کاشاني» در زمان او يعني حدود 700 هجري قمري ساخت کاشي طلائي در کاشان مرسوم بوده است.

وي اين نوع لعاب را دو آتشه مي‌خواند.

 طبق گفته او مراحل ساخت کاشي زرين‌فام بدين شرح است که ابتدا روي کاشي را با لعاب سفيد رنگ کرده و در کوره مي‌پزند، در مرحله بعد کاشي را با رنگدانه‌هاي حاوي مس و نقره رنگ‌آميزي مي‌کنند و دوباره به کوره برده و حرارت مي‌دهند. که در اين حالت پس از پخت، سطح کاشي به صورت درخشان و فلزگونه در مي‌آيد.

کاشي لاجوردينه

ويراني حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجري، تنها مدت کوتاهي بر روند توليد کاشي تأثير گذاشت و در واقع هيچ نوع کاشي از حدود سال‌هاي 642-654 ه.ق بر جاي نمانده است.

پس از اين سال‌ها، حکام ايلخاني اقدام به ايجاد بناهاي يادبود کرده و به مرمت نمونه‌هاي پيشين پرداختند.

 نتيجه چنين اقداماتي، احياي صنعت کاشي‌سازي بود. 

در اين دوران، تکنيک مينائي از بين رفت و گونه‌ي ديگري از تزئين سفال که بعدها عنوان لاجوردينه را به خود گرفت، جانشين آن شد.

 در اين تکنيک، قطعات قالب‌ريزي شده با رنگ‌هاي سفيد، لاجوردي و در موارد نادري فيروزه‌اي، لعاب داده مي‌شدند و پس از اضافه شدن رنگ‌هاي قرمز، سياه يا قهوه‌اي بر روي لعاب، براي بار دوم در کوره قرار داده مي‌شدند.

کاشي‌هاي سلطان‌آباد

در اوايل دوره ايلخاني، تکنيک زرين‌فام بر روي لعاب بدون هيچ رنگ افزوده‌اي به کار برده مي‌شد، لکن در ربع پاياني قرن هفتم، رنگ‌هاي لاجوردي و فيروزه‌اي به ميزان اندکي مورد استفاده قرار گرفتند.

با نزديک شدن به قرن هشتم هجري، آبي لاجوردي از رواج و محبوبيت بيشتري برخوردار شد و سرانجام تکنيک نقاشي زير لعاب با استفاده از رنگ‌هاي آبي لاجوردي و اندک مايه‌اي از رنگ‌هاي قرمز و سياه، جايگزين نقاشي زرين‌فام شد که کاشي‌هاي توليد شده با چنين تکنيکي معمولاً با نام کاشي‌هاي سلطان‌آباد شناخته مي‌شوند.

 اين تکنيک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار مي‌گرفت و پس از آن منسوخ شد.

کاشي‌هاي معرق

با آغاز زوال حکومت ايلخانان در ميانه قرن هشتم، عصر طلائي توليد کاشي پايان يافت. کاشي‌هاي معرق - موزائيکي – تک‌رنگ و نه چندان نفيس در رنگ‌هايي متفاوت جانشين قاب‌هاي عظيم زرين‌فام و کتيبه‌ها شدند. 

اين تکنيک براي نخستين بار در آغاز قرن هفتم هجري در آناتولي اقتباس شده و يک قرن بعد در ايران و آسياي مرکزي پديدار شده است.

 اين نوع از کاشي‌ها براي ايجاد طرحي پيچيده در کنار يکديگر چيده مي‌شده و از آنها براي تزئين محراب‌ها استفاده مي‌شد.

شيوه کار به اين صورت بوده است که سفال‌هاي لعاب داده شده (کاشي) را بر مبناي طرح اصلي بريده يا تراش مي‌دادند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلي به شکل قطعه‌اي بزرگ درآمده و روي ديوار نصب مي‌شود تا زينت‌بخش بنا گردد. 

اين نقوش گاهي از نقش‌هاي گره‌کشي و گاهي از نقش‌هاي مختلف مانند گل و بوته‌سازي، اسليمي و ختايي‌ها هستند. 

رنگ‌هاي مورد استفاده در اين کاشي‌ها بيشتر سفيد و آبي تيره، فيروزه‌اي، سبز و پرتقالي است. 

اين تکنيک نخستين بار در دوره ايلخانان مورد استفاده قرار گرفت، نمونه‌اي از اين نوع کاشي‌کاري در مقبره امام زاده جعفر اصفهان متعلق به سال 726 هجري قمري ديده مي‌شود، اما کاربرد وسيع آن در دوره‌ي مياني قرن نهم هجري رواج پيدا کرد.

 طيف وسيع و پيشرفته‌اي از اين نوع کاشي‌کاري بر روي برخي ابنيه مهم اين دوران ديده مي‌شوند که از آن جمله مي‌توان به مسجد گوهرشاد (821 هجري قمري) در مشهد، مدرسه آلغ‌بيک در سمرقند و مدرسه خرگرد اشاره کرد.

هنر کاشي کاري يکي از هنرهاي زيباست که زيرمجموعه سفال و سفال سازي محسوب مي شود.

 اين هنر که از سال هاي گذشته در بين مردم رواج داشته است، نيازمند تصور و همچنين سليقه مي باشد. 

نمونه اي از اين هنر در مساجد قديمي به خصوص در اصفهان يافت مي شود. در مطلب قبل در مورد انواع کاشي ها صحبت کرديم. 

در اين مطلب نيز به ادامه آنها مي پردازيم




کاشي هفت‌رنگ

براي نصب کاشي‌هاي معرق به زمان زيادي نياز بود، از اين رو کاشي‌سازان در صدد ساخت و توليد نوع ديگري از کاشي برآمدند تا به کارشان سرعت بيشتري بخشند و در نتيجه در اواخر قرن نهم هجري، تکنيک ديگري به نام هفت‌رنگ، جايگزين آن شد که هم ارزان‌تر و هم سريع‌تر از کاشي‌کاري معرق بود.

 اين تکنيک، ترکيب رنگ‌هاي مختلف و متعددي را بدون نفوذ در مرزهاي يکديگر بر روي کاشي ممکن ساخته بود.

 ابوالقاسم عبدالله واژه هفت‌رنگ را به تکنيک رنگ‌آميزي با مينا بر روي لعاب اطلاق کرده است.

 اين تکنيک در دوره بسيار کوتاهي بين اواسط قرن ششم تا اوايل قرن هفتم هجري از رواجي بسيار چشمگير برخوردار بود.

 در بسياري از بناهاي تيموريان شاهد رواج کاشي‌کاري به شيوه هفت‌رنگ هستيم که به عنوان نمونه، مي‌توان از مدرسه غياثيه خردگرد که در سال 846 هجري قمري تکميل شده ياد کرد، ولي گسترش و رواج اين شيوه در دوره‌ي صفويه صورت مي‌گيرد. 

مساجد و مدارس دوره صفويه به طور کلي با پوششي از کاشي در درون و بيرون بنا تزئين شده‌اند.

 در حالي که کاربرد کاشي‌هاي معرق همچنان ادامه داشت، براي تکميل سريعتر ابنيه‌اي که به دستور شاه عباس ايجاد شده بودند تکنيک کاشي هفت‌رنگ بيشتر تقويت و مورد استفاده قرار گرفت.

کاربرد کاشي‌هاي هفت‌رنگ از ابنيه مذهبي پا فراتر نهاده و در کاخ‌هاي شاهان صفوي نيز مورد استفاده قرار گرفتند. 

در اين ابنيه نقوش انساني و حيواني به همراه نقوش انتزاعي به کار برده شده‌اند.

براي ساخت اين نوع کاشي از کاشي‌هاي خشت يعني چهارگوش استفاده مي‌کنند.

 اندازه هر ضلع آن 15 سانتيمتر مي‌باشد که در کنار يکديگر قرار مي‌گيرند و نقش مورد نظر را روي آن طراحي و رنگ‌آميزي مي‌کنند و لعاب مي‌زنند و به کوره برده و حرارت مي‌دهند تا لعاب پخته شود.

 سپس از کوره خارج و بر ديوار نصب مي‌کنند. 

هفت‌رنگ متداول عبارتند از: سياه، سفيد، لاجوردي، فيروزه‌اي، قرمز، زرد و حنايي که در ابنيه تاريخي و اماکن متبرکه از اين نوع کاشي‌ها زياد استفاده شده است.

پس از يک دوره رکود، در دوران زنديه و قاجار صنعت کاشي‌سازي مجدداً احيا و به رشد خود ادامه داد.

 در دوره‌ي زنديه شاهد کاربرد رنگ صورتي در کاشي‌کاري ابنيه به ويژه در شهر شيراز پايتخت زنديان مي‌باشيم.

 استفاده از اين رنگ به همراه رنگ‌هاي زرد و نارنجي روشن در کاشي‌کاري‌هاي دوره‌ي قاجار نيز ديده مي‌شود.

کاشي معقلي

پس از کاشي هفت‌رنگ نوع ديگري از کاشي به نام معقلي رواج پيدا کرد. 

از آنجا که مخارج و زمان تهيه و نصب کاشي هفت‌رنگ به مراتب بيش از معقلي‌سازي است لذا هنرمندان استفاده از اين نوع کاشي را ترجيح دادند. 

همچنين کارهاي معقلي به دليل اندازه کوچک کاشي داراي استحکام بيشتري نسبت به کاشي هفت‌رنگ مي‌باشند.

 اين ابعاد که بيشتر به صورت مستطيل يا مربع ساخته شده، باعث کاهش آثار ناشي از تغييرات جوي در کاشي‌ها مي‌شود .

نقوش معقلي از مصالحي مانند آجر و کاشي (جدا و درهم) ساخته مي‌شود و معمولاً در جدول‌هاي شطرنجي قابل ترسيم است.

 کاشي معقلي در پوشش‌هاي داخلي و خصوصاً نماسازي‌هاي خارجي کاربرد دارد.

از جمله بناهاي سنتي و تاريخي که در آنها از هنر معقلي‌سازي استفاده شده است مي‌توان به بناي خواجه ربيع در مشهد، گنبد مقبره شيخ صفي‌الدين اردبيلي و گنبد مسجد جامع گوهرشاد اشاره کرد.

علاوه بر انواع کاشي ذکر شده که بيشترين کاربرد را در معماري ايراني دوران اسلامي داشته‌اند، از ديگر نمونه‌هاي کاشي‌کاري مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

گره‌کشي

کاشي‌هايي با طرح و نقش‌هاي مختلف با اشکال چندضلعي‌هاي هندسي که پهلوي يکديگر قرار مي‌گيرند و تشکيل نقش واحدي را مي‌دهند به نام گره‌کشي مشهورند.

کاشي پيش‌بر

گل قالب گرفته شده را روي صفحه صافي برگردان مي‌کردند و شکل‌هاي مورد نظر را روي آن برش داده و به کوره مي‌بردند و پس از حرارت دادن به شکل آجر از کوره خارج مي‌کردند. 

اين آجرها گاهي به صورت آجر (بدون لعاب) و گاهي با لعاب استفاده مي‌شد.

کاشي مهري

قالب مورد نظر را آماده مي‌کردند و کف قالب را با نقوش برگزيده شده کنده‌کاري مي‌کردند.

 قالب را از خمير گل‌رس پر مي‌کردند و آن را در محل مناسبي برگردان مي‌کردند. گل قالب گرفته شده پس از خشک شدن براي لعاب آماده مي‌شد. 

لعاب دادن اين خشت‌ها بدين طريق بود که برجستگي‌ها را به لعاب آغشته مي‌کردند و گودي‌ها را به وضع اوليه خود يعني گل باقي مي‌گذاشتند. 

پس از پخته شدن محل گودي‌ها به صورت آجر نمايان مي‌شد و محل برجستگي‌ها به شکل کاشي خود را نشان مي‌داد.

حميل

در اطراف کاشيکاري خطوطي پهن کشيده مي‌شود که در معرق‌کاري و گره‌کشي به عرض‌هاي مختلفي از 3 ميليمتر تا 3 سانتيمتر کمتر يا بيشتر ديده مي‌شود.

 اين خطوط را حميل مي‌گويند.

 همچنين در بعضي موارد گره‌کشي، که خطوط اطراف چندضلعي‌ها را پهن گرفته‌اند تا نمايش دهنده‌ي زمينه کار باشد.

 (محمود ماهرالنقش، کاشي و کاربرد آن، تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت)، 1381، صص68-69)

مراحل ساخت کاشي

مراحل ساخت کاشي چه در اندازه‌هاي کوچک و چه در اندازه‌هاي بزرگ بدين شرح مي‌باشد:

1. در ابتدا هنرمند با استفاده از تجربيات خود در طراحي، طرح کاشي را به روي کاغذ مي‌آورد. 

طرح و نقشه‌ي ابتدائي که پايه و اساس کار است، شماره‌گذاري مي‌شود. به اين شکل که هر گل يا بوته يا گره داراي شماره‌اي است که در ترکيب نهائي از اين شماره‌ها استفاده مي‌شود.

2. در مرحله بعدي هنرمند رنگ‌ها را مشخص مي‌کند.

 هر تکه کاشي که قبلاً شماره‌گذاري شده است با رنگ معيني مشخص مي‌گردد و سپس هر تکه بر روي يک کاشي سالم که قبلاً پخته و آماده شده است، چسبانده مي‌شود.

3. در اين مرحله که لب‌زدگي ناميده مي‌شود، کاشي‌هاي سالم بريده و تکه‌تکه مي‌شوند در حالي که هنوز تکه کاغذ طرح شماره‌گذاري شده بر روي آن چسبيده است.

4. در مرحله چهارم به نام گل بردگي حدود نقاشي روي کاشي با تيشه‌هاي کوچک و سوهان بيشتر مشخص مي‌شوند ولي هنوز به مرحله ظريف‌کاري نرسيده است.

5. در اين مرحله تکه کاشي‌هاي گل برده شده، سوهان زده مي‌شوند. 

به گونه‌اي که به اصل کار يعني کاغذ نقاشي چسبيده شده روي کاشي صدمه‌اي وارد نشود.

 در اين مرحله کار با ظرافت و دقت کامل بايستي انجام گيرد.

6. مرحله ششم به نام تخمه‌گذاري معروف است. در اين مرحله کار به حوصله و دقت و تيزبيني فراوان‌تري نياز دارد زيرا استاد کار بايستي تکه‌هاي گوناگون کاشي را که به محل برده و سوهان زده شده‌اند، بر اساس نقشه کلي که دارد، در دل يکديگر جاي دهد مثلاً غنچه‌اي را در برگ‌ها بگذارد.

7. در اين مرحله قطعات جدا از هم که در مرحله تخمه‌گذاري ترکيب شده‌اند و اجزاي يک گل را به وجود آورده‌اند، بر اساس نقشه تنظيم مي‌شوند و پايه و پشت بغل نقش‌هاي کاشي‌ها به هم متصل مي‌گردد.

8. اين مرحله جفت و جذب کردن است. 

بدين ترتيب که تکه‌هاي جدا شده اسليمي‌ها و گل‌ها را روي تکه گچ يک متري يا چند متري سوار مي‌کنند که البته اين کار با در نظر گرفتن شماره‌ها و طرح اوليه است.

 جفت و جور شدن تکه‌ها در اين مرحله بستگي به صحت، دقت و اجراي کليه مراحل پيشين دارد. 

يعني اگر مرحله‌ي گل‌بردگي يا سوهان‌زدگي و غيره درست و با حوصله انجام نشده باشد، درز و شکاف‌هاي بدي در سطح کل کاشي ايجاد مي‌کند و کار را از زيبائي مي‌اندازد.




#کاشي‌_سنتي#کاشيکاري#گنبد#مساجد#آثار_باستاني#معماري_سنتي#کاشي#کاشي_مساجد#کاشي_حسينيه#کاشي_محراب

 #توليد_کاشي_سنتي#کاشي_سردرب#ساخت_کاشي_سنتي 

 #کاشي_اسپانيايي#کاشي_گنبد#کاشي_هفت_رنگ#انواع_کاشي_کاري_سنتي 

#آجر_لعاب_دار#دکوراسيون_داخلي#کاشي_سنتي_زيرپله 

#معماري_سنتي#معماري#کاشي_سنتي_هفت_رنگ 

#کاشي_گل_مرغ#حوض_سنتي#حوض#استخر#تک_کاشي#کاشي_گره

#اخبار_کاشي_سنتي

 



آدرس اينستاگرام :

https://www.instagram.com/KASHI_HAFT_RANG_MEHDI






1398/05/02
بالا